تخت جمشيد و ايران باستان(يكتا پرستی هخامنشيان)

سلام...عجب وضعيه ها من تقريبا مثه اينکه دارم برا خودم مينويسم31.gif؛معلوم نيس پس اين ۵۶۹ 30.gifنفری كه اومدن و رفتن نظری نداشتن25.gif تا لااقل ما بدونيم واسه خودمون نمينويسم22.gif....(((البته من پرو تر از اين حرفام و به اين زودی پا پس نميكشم05.gif04.gif09.gif)))

ادامه مطالب گذشته رو بخونيد و مارم دعا كنيد.

 يكتاپرستي هخامنشيان
===============
از يافته هاي باستان شناسي دوره نخست سيلك كاشان دسته كاردي تراشيده شده‚ از استخوان پيدا شده است كه انساني ايستاده دستها را بر روي هم نهاده و در حال نيايش ميباشد.اين مجسمه يكي از قديمي ترين پيكره انسان در جهان باستان ميباشد. نمونه كهن ديگر از نيايش انسان ايراني نقش برجسته مردي است كه پوشاك پارسي دربر دارد و در مقابل آتشدان ايستاده و دو دست را به حالت نيايش بلند كرده است.( اينك به هنگام نيايش‚ اي اهورامزدا دستهايم را به سوي تو بلند ميكنم و درخواست ميكنم‚ تا جهان نيك آفريده شده در كام خوشي و شادماني غرقه باشد. يسناي اوستا. ) باستان شناسان آن را مربوط به پانصد سال پيش از امپراتوري هخامنشي ميدانند‚ يعني 3000 و اندي. اين نقش در بالاي دخمه سنگي ده نو سكاوند در ناحيه نساي كرمانشاهان است.
در فرش دوران هخامنشي پيدا شده در يخهاي پازيريك‚ كه اكنون آرميتاژ نگهداري ميشود نقش بانوان عهد هخامنشي نمايان است كه همچون زنان روستايي تمام بدن را پوشانده و دست راست خود را به حال نيايشپيرامون آتشدان بلند كرده اند. در سنگ نگارهاي بالاي مقبره هخامنشيان در نقش رستم مردي موقر با لباس پارسي در مقابل آتشدان ‚ با كماني در دست چپ ايستاده و دست راست خود را با احترام براي نيايش اهورامزدا بلند كرده است. پرستش و نيايش در برابر آتش و برپاداشتن آتشكده يك رسم كهن آريايي است كه در ميان همه مذاهب ايرانيان باستان مشترك بوده.
ايرانيان اعتقاد داشتند كه اهورامزدا آفريننده روشنايي هاست و جوهر اصلي اهورامزدا روشني است كه بخشي از و جود خويش را در تمام آفريدگان به وديعه نهاده است. اهورا مزدا بالاترين نام در نزد هخامنشيان است‚ او آفريننده جهان نيكي و پاكي و راستي و ...است و شر و بدي از ذات او به دور است.
اورمزدا از دو جز اور+مزدا تشكيل شده است. كه جز اول آن در اوستا اهورا از ريشه {{اه}}به معني(بودن) و هست كننده‚ هستي بخش و جز دوم مركب از *م* از ريشه {{من}} به معناي (انديشيدن) و *دا* به معناي(دادن)(آفريدن)كه در مجموع به معني *دهنده منش* يا خرد است.
برگردان اين نام در شاهنامه فردوسي (خداوند جان و خرد) و در گلشن راز شبستري(آن كه جان را فكرت آموخت) ميباشد. اورمزدا در اوستا (اهورامزدا) و در واژه ادبيات پارسي (هرمز) آمده است. اورمزدا‚ خداي يكتا‚ بالاترين نامي است كه هخامنشيان هركاري را با نام و كمك او شروع و همه كارها را با نام او به پايان ميرسانند‚ همچنان كه امروز ما نيز هر كاري را به نام او شروع ميكنيم.
با بررسي سنگ نبشته هاي هخامنشيان مشاهده ميشود كه در آغاز هر كتيبه براي تمكين و تبرك نام اهورامزدا را مي آورند و از وي طلب ياري و آمرزش ميكنند. آنها قدرت خود را از او ميدانند و نعمت بي حد او را گوشزد مينمايند.
زماني كه در كشورهاي آن روزگار چون مصر‚ بابل‚ آشور‚ يونان‚ هند و عربستان از خدايان متعدد خود بت ميساختند‚ ايرانيان به خداي يكتا اعتقاد داشتند و هرگز از خداي خود بت نساختند.
پارسيها معتقد بودند كه تمام جهان از يك خالق به وجود آمده و تمام جهان در اصل هستي مشترك هستند. اين ايمان به يگانگي جهان هستي در هيچ قومي پيش از هخامنشيان ديده نشده.
در آن زمان دين يهود فقط براي قوم يهود بود و آنها اقوام ديگر را شديدا از خود جدا ميكردند.((يه مثل كوچولو:ميمون هر چي زشت تر بازيش بيشتر))
در آشور‚ خدايان متعدد بودند و خدايان گويي كمك كننده و خواهان جنگ و خونريزي بودند.
در يونان‚ خدايان موجوداتي بودند شبيه انسان و از لحاظ اخلاقي بر انسان هيچ برتري نداشتند اما در ظاهر نشان از زيبايي و قدرت بدني داشتند. رابطه انسان با خدايانشان معنوي نبوده و جنبه بيروني و مكانيكي داشته است. از مجسمه هاي بدون پوشش مرد و زن الهه يونان مانند ونوس و آپولو فقط زيبايي جسمي را ميتوان ديد. ويل دورانت در كتاب(( مشرق زمين‚ گهواره تمدن)) مينويسد: (فنقي ها فرزندانشان را براي خشنودي خدايانشان ميسوزاندند)
خشايار شاه در هنگام لشكركشي به يونان به سپاهيان خود دستور داد كه به گنجينه گاه پرستشگاه(دلف) نزديك نشوند اما در شهر آتن دستور داد كه پيكره هاي خدايان را بشكنند زيرا او معتقد بود كه خدا را نميتوان به صورت جسم درآورد.
((آ‘پيان)) مورخ پيش از ميلاد مينويسد:
*داريوش به مردمان كارتاژ نوشت كه انسان را براي خدايان قرباني نكنند.* ميدانيم كه ايرانيان براي آرامش و رضاي اهورامزدا قرباني نميكردند. *
پارسيها شادي را آفريده اهورامزدا و اندوه و سوگ را آفريده اهريمن ميدانستند. آنها خود را موظف ميدانستند تا جنگ و بيماري‚ را كه سپاه اهريمن هستند براندازند تا خود و ديگران به رفاه برسند. تا زمينهايشان آباد و همسايگانشان خوشبخت باشند تا سپاه اهورامزدا پيروز شود.
اين افكار را در شروع سنگ نبشته هاي تخت جمشيد‚ كانال مصر‚ كاخ وان تركيه‚ نقش رستم و .... ميتوان ديد.
در ادامه كتيبه خشايارشاه را بر روي ديوار كاخ وان در تركيه خواهم نوشت.

چند نمونه كتيبه از هخامنشيان
======================
چنين گويد آريامن: ((اهورا مزدا اين كشور پارس را به من عطا كرده است. كهمن نگهدارش باشم. به لطف اهورا مزدا من پادشاه اين كشور هستم اهورامزدا به من ياري دهد.
چنين گويد آرشامه: ((اهورامزدا خداي بزرگ مرا پادشاه كرده است به لطف اهورا مزدا من نگهدار اين سرزمين هستم. اهورامزدا به من ياري ميدهد و از من حمايت ميكند از قصر من‚ از سرزمين من نگهداري ميكند.))
چنين گويد داريوش بزرگ: (( از زمانهاي بسيار كهن در خانواده من نياكان ما پادشاه بودند من نهمين ايشان هستم. من به لطف اهورامزدا پادشاه هستم. اهورامزدا است كه اين سرزمين را به من بخشيده.))
داريوش شاه گويد: ((براي كسي كه اهورامزدا را ميپرستد قدرت است‚ شادماني است. اهورامزدا بزرگ است وي بزرگترين خدايان است او داريوش شاه را آفريد. او جهان را آفريد. آسمان پر از شگفتيها را آفريد. بشر را آفريد و براي او خوشي آفريد و داريوش را پادشاه كرد.))
برگرفته از: تخت جمشيد از نگاهي ديگر نگارش مهندس حبيب الله پور عبدالله

سنگ نبشته خشايارشاه بر روي ديوار كاخ وان در تركيه:
=================================

((خداي بزرگي است اهورامزدا كه اين زمين را آفريد كه آسمان را آفريد كه مردم را آفريد كه شادي براي مردم آفريد.
كه خشايارشاه را شاه كرد‚ يگانه شاه از بسيار‚ يگانه فرمانروا از بسيار.
من خشايارشاه هستم شاه بزرگ‚ شاه كشورهاي داراي ملل بسيار‚ شاه در اين زمين بزرگ پسر داريوش شاه هخامنشي.
خشايارشاه گويد: داريوش شاه كه پدر من بود‚ به خواست اهورامزدا بسيار ساختمانهاي زيبا را بنا كرد و او دستور كندن اين نوشته را داد‚ پس از آن من دستور نوشتن اين كتيبه را دادم.
اهورا مزدا با خدايان مرا و شهرياري مرا و آنچه را كه به وسيله من كرده شد بپايد.))

آيا ميخواهيد بدانيد كه هخامنشيان چگونه به زبان پارسي باستان سخن ميگفتند؟؟

ايرانيان باستان چگونه صحبت ميكردند
=======================
كتيبه اردشير سوم در تخت جمشيد(به زبان پارسي باستان)

1.بگ-وزرگ-اورمزدا-ه ي
2.ئي مام-بومام-ادا-ه ي ا
3.وم-اسمانام-ادا-ه ي-مرتي
4.يم-ادا-ه ي-شايتام-ادا-مرت
5.ئي هيا-ه ي-مام-ارتخش ثرا-خشاي
6.ثي ي- اكون وش-ائيوم-پروونام
7.خشاي ثي يم-ائيوم-پروونام
8.فرمتارم-تايتي-ارتخش ثرا
9.خشاي ثي-وزرك-خشاي ثي
10.خشاي ثي يا نام-خشاي ثي ي
11.دهيونام-خشاي ثي ي اهيايا-بومي-يااد
12.م-ارتخش ثرا-خشاي
13.ثي ي-پثرا-ارتخش ثرا-داري وو
14.ش-حشاي ثي ي-پثر-داري ووش-ا
15.رتخش ثرا-خشاي ثي ي-پثرا-ارتخش
اين كتيبه تا خط 25 ادامه دارد كه به همين 15 خط بسنده ميكنم  ترجمه همين نوشته ها را  در ادامه خواهم نوشت.

اينم ترجمه سنگ نبشته بالا:
===================
خداي بزرگي است اهورامزدا كه اين زمين را آفريد‚‌كه آن اسمان را آفريد‚ كه مردم را آفريد‚ كه براي مردم شادي آفريد.
كه اردشير را شاه كرد يگانه شاه از بسيار‚ يگانه فرمانروا از بسيار. اردشير شاه بزرگ‚ شاه شاهان‚ شاه كشورها.
اردشير گويد: من پسر اردشير شاه‚ اردشير پسر داريوش شاه‚ داريوش پسر اردشير شاه‚ اردشير پسر خشايار شاه‚ خشايار شاه پسر داريوش شاه‚ داريوش پسر ويشتاسپ پسر ارشام نام هخامنشي.
اردشير شاه گويد: اين پلكان سنگي به وسيله من تحت دستور من بنا شد.
اردشير شاه گويد: اهورامزدا و ميترا مرا و اين كشور را‚ آنچه را به وسيله من كرده شده بپايد

اينم سنگ نبشه هاي پاياني هست كه براتون ميگذارم:
=================================
تعداد 8 سنگ نبشته در كاخ صد ستون پيدا شده و اكنون در موزه تخت جمشيد و موزه ايران باستان و موزه شيكاگو ميباشد‚ اين سنگ نبشته ها متعلق به خشايارشا((خشايارشا در نوشته هاي ميخي خشايارشن است كه از دو واژه تركيب يافته(خشه) به معني شاه و (ارشن) به معني دلير ميباشد كه روي هم رفته به معني شاه دلير ميباشد.)) ميباشد و ترجمه آن چنين ميباشد:
خداي بزرگي است اهورامزدا كه اين زمين را آفريد.
كه آسمان را آفريد كه مردم را آفريد.
كه شادي را براي مردم آفريد.
كه خشايارشا را شاه كرد يگانه شاهي از شاهان بسيار يگانه فرمانروايي از فرمانروايان بسيار.
من خشايارشا‚ شاه بزرگ‚ شاه شاهان‚ شاه كشورهايي كه داراي مردمان گوناگون است.
شاه اين سرزمين بزرگ و پهناور‚ پسر داريوش شاه هخامنشي پارسي پسر پارسي‚ آريايي از نژاد آريايي.
خشايارشا گويد: اين است كشورهاي سواي پارس كه به خواست اهورامزدا من پادشاه آن هستم.
من به آنها فرمانروايي داشته ام.
پيش من باژ مي آوردند‚ آنچه از سوي من فرمان داده ميشد آن را انجام ميدهند. قانون من آنها را نگاه داشت.
ماد‚ خوزستان‚ رخج(بلوچستان)‚ ارمنستان‚ زرنگ(سيستان)‚ پارت‚ هرات‚ باكتريان(بلخ)‚ سغد‚ خوارزم‚ بابل‚ آشور‚ ث ت گ.ش(دره هيرمند)‚ سپردا(سارد‚ ليدي)‚ مصر‚ يوناني هايي كه در دريا زندگي ميكنند و آنهايي كه آن سوي درياها هستند‚ مكيا(مكران امروزي و عمان)‚ عربستان‚ گندهار‚ هند‚ كپه و كيه(شمال شرقي آسياي كوچك)‚ داها(شرق درياي خزر)‚ سكا‚ هوم ورگا‚ سكا هاي تيزخود‚ مقدونيه‚ پونيتا‚ ليبي‚ كاريا(جنوب غربي آسياي كوچك)‚ حبشه.
خشايارشا گويد: هنگامي كه من شاه شدم در ميان اين كشورهايي كه در بالا نام برده شد نافرماني بود پس اهورامزدا مرا ياري كرد به خواست او من صلح و آرامش در جهان برقرار كردم در بين كشورها پيش از من جاهايي بود كه ديوان را ميپرستيدند پس به فرمان اهورامزدا من آن پرستشخانه ديوان را بر افكندم و فرمان دادم كه پرستش ديوان نكنند هر جا پيش از من ديوان را پرستش ميكردند‚ در آنجا من اهورامزدا و ارت(فرشته داد) را با فروتني ستايش نمودم و آنچه خراب بود درست كردم‚ اين كارها كه از من سر زد همه به خواست اهورامزدا بود.
اهورامزدا مرا ياري كرد تا اين كارها انجام بدهم تو كه در پسين روزگاران مي آيي‚ اگر انديشه كني كه در زندگي شاد و در مرگ خجسته باشي‚ به آن دستورهايي كه اهورا مزدا فرموده است ارج گذار‚ اهورامزدا و ارت را با فروتني ستايش كن.
مردي كه آن دستوري را كه اهورامزدا فرموده ارج گذارد و اهورامزدا و ارت را با فروتني ستايش كند‚ در زندگي شاد و بعد از مرگ خجسته خواهد بود.
خشايارشا گويد: اهورامزدا مرا از هر بدي نگاه دارد. همچنين خانواده من را و اين كشور پارس را.
اين را از اهورامزدا درخواست ميكنم.
اهورا مزدا همه آنها را به من ببخشد.

/ 1 نظر / 23 بازدید
ياسر مرداني

خيلي خوب بود اميدوارم موفق باشي. من باستان شناسم اگه دوست داري خوشحال ميشم كمكت كنم.