پول ايران در دوران مغول

ايلخانان ، سلسله اي از پادشاهان مغول بودند كه از حدود سال 654 تا 750 هجري قمري در ايران فروانروايي كردند ، موسس اين سلسله هلاكوخان مغول بود .
مغول ها پس از تسلط خود بر ممالك مغلوب ، سكه هاي نقره را رواج دادند و واحد پول ايراني تغييركرد و حكم " تومان " كه به معني ده هزار است ، به وجود آمد . البته دينار و درهم نيز همچنان رواج داشت ، ولي دينار ديگر سكه طلا نبود ، بلكه سكه نقره اي بود كه معمولا آن را " آقچه " مي گفتند . (1)
تومان ، معادل ده هزار دينار بود ، ولي خود اين پول اصلا وجود نداشت و تنها پول محاسباتي محسوب مي شد . علت وجود اين پول تقلباتي بود كه در دنيا به وجود آمد و ماموران دولت براي جلوگيري از تنزل درآمد خزانه ، ماليات ها را به توهان تسعير وصول مي كردند . (2)
در زمان ارغون خان (3) مقرر شده بود كه نقره را با عيار 90 درصد ضرب كنند ولي اين دستور جز اسم چيزي نبود و سكه هاي غالب ده هفت و ده هشت نبود و از اين هم وضع به مراتب بدتر مي شد تا جايي كه آقچه كه بهتر ار ساير سكه ها بود ، در ده دينار و دو دينار نقره بيشتر عيار نداشت و باقي مس بود و نيز آنچه در دست مردم بود ، گوشه هاي آن را بريده و مي ساييدند و بدين جهت ، وزن آنها هم يكسان نبود . يكي از ابتكارات اين سلسله ترويج پول كاغذي بود . در زمان گيخاتو براي مدت كوتاهي پول هاي كاغذي به نام " چاو " منتشر شد ، ولي مردم از آن استقبالي نكردند . علت انتشار اين پول چنين بود كه امور مالي دولت دچار بحران سختي شد و تمام حقوق بگيران سلطنتي از قبيل شاهزادگان و امرا شورش كردند ، در چنين وضعي ، شخصي به نام عزالدينمظفر كه در چين (4) زندگي كرده از پول كلغذي اطلاع داشت ، پيشنهاد كرد كه چنين پولي را در ايران رواج دهد ، پادشاه اين پيشنهاد را پذيرفت و دستور ذاذ كه در مراكز مهم ايالات ايران ، اداره اي به نام " چاوخانه " تاسيس شود .
ادوار براون در اين زمينه مي نويسد : اين پادشاه و اين وزير ( صدرالدين احمد خالدي ) هر دو بوالهوس و مسرف بودند و مخصوصا گيخاتو لذات نفساني را از اقسام شهوات به حد افراط طلب مي كرد . از اين رو ، اندكي برنيامد كه از خزانه دولت تهي گرديد و به وجوهات احتياج و ضروت مبرهم حاصل گشت . صدر جهان (5) رفع تهيدستي را تدبيري انديشيده و چاو يا پول كاغذي را كه در مملكت چين رايج و متداول بود ، خواست در ايران نيز رواج دهد . .. چاو عبارت بود از قطعات كاغذي مربع مستطيل شكلي كه به خط ختايي (6) چند كلمه بر آن نوشته و بر بالاي آن از دو طرف لااله الاا... محمد رسول ا... نوشته و بر پايين آن نام رسام آن و نيز قيمت آن كه از نيم درهم تا ده دينار بوده در دايره ميان آن رقم نموده بودند.
اين عبارت نيز در روي آن وجود داشت : پادشاه جهان در تاريخ 693 اين چاو مبارك را روان گردانيد . تغيير و تبديل كننده را با زن و فرزند به ياسا (7) رساندند و مال او را در جهت ديوان (8) بردارند . "(9)         
با اين كه مجازات اشخاصي كه از قبول چاو خوداري مي كردند ، بسيار سخت بود ، اما مردم از اين اسكناس جديد استقبالي به عمل نياودند . در ضمن ، مقرر شده بود كه اگر اين اسكنا سها مندرس شوند ، مردم با ده درصد تنزيل قيمت مي توانند آنها را با چاو نو مبادله كنند . در نتيجه هيچ كس حاضر نبود چاوي را كه كمي رو به گهنگي مي رفت ، بپذيرد . از طرفي نيز قيمت ها در اثر انتشار پيش از حد چاو به طور سرسام آوري سير صعودي مي پيمود ، لذا مردم شورش كردند و پيشنهاد دهنده اين طرح را در مسجد تبريز كشتند و به ناچار پول هاي كاغذي از طرف دولت از جريان خارج شد ودر معاملات همان پول نقره وطلا رايج شد .
در زمان غازان خان ( از ايلخانان مغولي ايران ) بنا به نظر وزير دانشمندش ، خواجه رشيدالدين فضل ا... ، وضع نابسامان پول كشور اصلاح شد . غازان خان دستور داد كه يك سكه متحدالشكل و منفرد در سراسر كشورهاي تحت فرمانروايي و سلطه او بزنند تا همه جا سكه به نام خدا و رسول ا... باشد و نام او نيز بر آن نقش شود .
توضيح اين كه قبل از غازان خان ، هر درهم مساوي 4 دانگ يا 6/4  مثقال نقره بود ، اما در زمان غازان خان ، هر درهم مساوي 5/3 دانگ يا 12/7 مثقال نقره شد . بنابراين ، در اثر اصلاحات غازان خان ، هر درم در 2/1 مثقال نقره خالص تثبيت شد و ضمنا نسبت بين دينار رايج و درم  بدين طريق تعيين شد :
يك دينار رايج نقره = 3 مثقال نقره = 6 درم

تصویری از پول کاغذی (چاو) که حدود هزار سال پیش در چين به کار گرفته شد و در دوره ایلخانان در ایران هم رواج یافت.(ديگه اسکن از يه کپی بهتر از اين نميشه که)

تصویری از پول کاغذی (چاو) که حدود هزار سال پبش در چین به کار گرفته شد و در دوره ایلخانان در ایران هم رواج یافت.

زیر نویس ها:
1. زر با سيم مسكوك ( هر نوع مسكوك )
2. تبديل پول كشوري به كشور ديگر ، مبادله ارز
3. چهارمين پادشاه سلسه ايلخانيان 
4. از 140 تا 80 سال قبل از ميلاد پول قره در چين به جريان گذاشته شد . اما به علت سكه هاي تقلبي ، دولت ناگزير از جمع آوري آنها شد ، و در مقابل ، تكه هاي چرمي كه در حقيقت ابتداي ترين اسكناس و مادر پول امروزي است ، به جريان گذاشته شد ، ولي پول واقعي كاغذي در چين چندين قرن دهم بعد از ميلاد متداول شد .
5. وزير گيخاتو ، صدرالدين احمد خالدي ، ملقب به صدر جهان
6. ختايي به قومي گفته مي شود كه احتمالا از مغول بوده اند و به سرزمين هاي اسلامي حمله ور شدند ، خط آنها مقتيس از هيروگليف چيني بود .
7. به معني مجازات كردن
8. به معني خزانه داري
9. تاريخ ادبيات ايران / ادوارد براون ( از سعدي تا جامي ) / به نقل از تاريخ و صاف ( از ادباي بزرگ قرن هشتم هجري)

پيام روز:
گوش کردن را ياد بگير، فرصتها گاه با صداي آهسته در ميزنند.

سخن روز:
گويند درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده می‌شود . پس از اندك زماني داد شيطان در می‌آيد و رو به فرشتگان می‌كند و می‌گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!
از روزي كه اين آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت می‌كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين بود:
با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

حرف آخر:
اي فرشته ها ...
مي شود براي من کمي دعا کنيد
يا اگر خدا اجازه مي دهد
يک کمي بجاي من خدا خدا کنيد؟
راستي فرشته ها سلامتيد؟
حال من که هيچ خوب نيست
جانماز سبز من دوباره گم شده
شب رسيده توي آسمان دل ولي
رد پاي روشن ستاره گم شده
خوش به حالتان فرشته ها
هرکجا که خواستيد مي پريد
روي باد
روي ابر
روي شانه هاي ماه!
آسمان هم از شما هميشه راضي است
مي رويد
بي گناه ... بي گناه ... بي گناه...!
راستي به من نگفته ايد
آن طرف کنار لحظه هاي دوردست
روزهاي آسمان چه شکلي است؟
کاش مي شد اي فرشته ها
راه خانه ي ستاره را به من نشان دهيد
يا که از فراز قله هاي دور
دستي از دعا ،
براي من تکان دهيد
راستش دلم
مثل يک نماز بين راه
خسته و شکسته است
او مسافر است
مي رود به شهر آفتاب
گرچه راه آفتاب بسته است
کاشکي نمازهاي صبح من قضا نمي شدند
دستهاي من ،
هيچ وقت‌ ،
از آسمان جدا نمي شدند
اي فرشته ها به دستهاي من کمک کنيد
دستهاي کوچکي که اشتباه مي کنند
يا به قول مادرم
گناه مي کنند...!
بگذريم!
پيچک کنار پنجره
نور ماه را گرفت و رفت
آخرش به آسمان رسيد
يک سبد ستاره چيد
من ولي هنوز هم چقدر کوچکم...!
ماه مثل سيب روشني
روي شاخه هاي دور آرزو نشسته است
حيف که
براي چيدنش
نردبان من شکسته است
ديگر اينکه ديوها
چراغ هاي کوچه را شکسته اند
هر کجا که مي روم
فکر مي کنم که در کمين رفت و آمدم نشسته اند
اي فرشته ها که تا هميشه روشنيد
يک چراغ هم براي من بياوريد!
اي فرشته ها!
اي که دل به حجره هاي نو بسته ايد
اي که پاي غصه هاي من نشسته ايد
حرفهاي من هنوز
نا تمام مانده است
هيچ کس ولي
شعرهاي دفتر دل مرا نخوانده است
با وجود اين
بيش از اين مزاحم شما نمي شوم
پس خدا هميشه حافظ شما
اي فرشته ها ... فرشته ها ...فرشته ها

/ 14 نظر / 71 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام وب لاگ قشنگيه من اولين باره بهت سر زدم اميدوارم موفق باشی

sahar

کجايی؟؟؟؟؟؟؟؟/

sahar

کجايی؟؟؟؟؟؟

sahar

کجايی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

sahar

کجايی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه دوست

چرا آپ نمی کنی ؟ پس کجایی؟

بهار

فقط ميتونم بگم عالی بود. موفق باشی.

مهدی

مطلب زيبائی است موفق باشيد.اگر دوست داشتيد به وبلاگ من هم سر بزنيد.با تشکر

ژاکلين

سلام خيلی عالی می نويسی موفق باشی