اهم اهم...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سلام بچه ها خوبید که ایشالله والا راستشو بخواید بدلایلی که اگه بخوام بگم کلی طول داره نمیتونم دلایل اینهمه دیر آپدیت کردن رو بگم مثلان اینکه کیفم رو گم کردم و الان تمامی مدارکم از جمله کارت پایان خدمت،گواهینامه،دانشجوئی،ورود به شهرک و خیلی چیزای دیگم الان تو قوچانه و باید برم از آقای یابنده تحویل بگیرم و یا اینکه مادر بزرگم مریض شده و الان بستریه  ولی بهر حال مهم اینه که من اومدم اونم با دست پر اول از همه میخوام ادامه مطلب رو در مورده تاریخ پول ایران بنویسم و این مرتبه سری به دوره ی اشکانیان میزنیم.

 

پول ایران در دوره اشکانیان

     اشکانیان،سلسله ای از پادشاهان ایران قبل از اسلام و شعبه ای از نژاد آریائی بودند که در خراسان ( پارت )ظهور کردند و نزدیک به 500 سال (از 250 قبل از میلاد تا 226 میلادی) در ایران ساطنت کردند.این دولت به طور دایم با روم و مهاجمان آسیای مرکزی در زد و خورد بود و تسلیم بیگانه نشد تا ساسانیان مقام سلطنت را به دست گرفتند.پادشاهان این سلسله به مناسبت نام موسس آن که "اشک" بود،عنوان اشک را بر اسم خود مقدم می داشتند و به این جهت آن ها را اشکانیان گفته اند.آخرین پادشاه این سلسله اردوان پنجم است.

     بعضی از سکه شناسان  معتقدند اولین پادشاه از این سلسله که به ضرب سکه پرداخت،مهرداد اول بود.اشکانیان تنها به صرب سکه نقره و مس اکتفا می کردند و سکه طلا نداشتند.علت این امر را بعضی به فتوحات اسکندر نسبت می دهند که میزان طلای موجود در کشور بعد از غارت خزاین ایران ناچیز شده بود و اسکندر هر چه طلا در ایران بود،خارج کرد،و چون ایران دارای معادن طلا نبود،ناچار ضرب سکه نقره رواج یافت.بعضی دیگر معتقدند که ایران برای تسهیل تجارت با رومیان،ناچار بود از ضرب سکه های طلا خودداری کند،زیرا رومیان ورود طلا را از ممالک خارجه به داخل روم قدغن کرده بودند و از این رو، تجار ایرانی که با روم معامله داشتند،مجبور بودند که طلا بگیرند و نقره بدهند و دولت نیز برای همراهی آنان سکه نقره را رواج داد.در واقع،دولت روم ضرب سکه طلا را به خود منحصر کرده بود و در معاهدات خود با سایر دول شرط میکرد که از ضرب سکه طلا خودداری کنند و با دولی که روابط مستقیم برقرار می ساخت ،عهدنامه ای امضا می کرد که مطابق آن،دولت متعاهد سکه طلای روم را پذیرفته و خود به ضرب آن نپردازد.دولت اشکانی هم ناگزیر از قبول این پیشنهاد بود،زیرا دولت روم به عموم تجار اتباع خود دستور داده بود که سکه طلای هیچ دولتی را نپذیرند و معامله نکنند و منع داد و ستد با رومیان،برای دولت اشکانی زیان های بسیاری داشت.بنابراین،دولت مسکوکات خود را فقط نقره قرار داد.

     دولت ایران در عصر اشکانیان اگرچه سکه طلا نداشت،ولی از ورود طلا به ایران جلوگیری نمی کرد و در مواردی هم که دولت روم مجبور می شد مبلغ هنگفتی به عنوان خسارت جنگی به ایران بپردازد،دولت ایران این پول ها را یا در خزانه نگهداری می کرد یا به مصارف تجارتی و تزئینی می رسانید.

     سپس به تدریج،مسکوکات اشکانیان در تمام آسیای نزدیک رواج پیدا کرد و مهمترین آنها "دراخم" بود که وزن آن در حدود 4 گرم بود.در روی سکه های سلاطین اول اشکانی فقط خطوط یونانی وجود داشت،ولی در سکه های اخیر این سلسله ،علاوه بر کلمات پهلوی،تصویر سلاطین که کمانی در دست داشتند،منقوش بود.اشک پنجم هم تصویر مادر خود را نقش کرد و اشک چهاردهم تاریخ سکه را نیز روی سکه ها گذاشت.

 

پایان قسمت دوم

 

 

 

 از عجايب تاريخي آنكه

زماني كه مشتاقعلي شاهرا با لطفعلي خان زند ملاقات افتاد. گويا لطفعلي خان با اشاره به زيبا رخساريمشتاق؛ در غياب وي گفته بود : اين جوان كه پير دراويش است  هنوز شايسته عمل خلوتاست. و همين عملي كه وي به جسارت درباره مشتاق سخنش را گفته بود؛ پس از دستگيري وتوسط لشگر قاجار و به دستور خان قاجار؛ با وي كردند.

(باستاني پاريزي/ بادردكشان هركه درافتاد(

دین ستیزی

هرچند مستقيما به تاريخ ايران مرتبط نيست:

گويا در هنگام اوج اختلافات ناپلئون با كليساي كاتوليك؛ روزي ناپلئون بهيكي از كارديتالهاي فرانسوي مي گويد:{ جناب كاردينال بگو كشيشها كوتاه بيايند. منكه نصف عالم را تسخير كرده ام؛ مي توانم همه كليساهاي شما را خراب كنم و ريشه دينرا درآورم} كاردينال با خونسردي جواب داده بود:{عاليجناب! خود ما كشيشها هم 18 قرناست كه در همين تلاشيم و از عهده بر نمي آييم{

جنگ ایران و روم

هنگامي كه قباد پادشاه ساساني از ژوستنوسدرخواست كرد كه فرزندش خسرو را به فرزندخواندگي بپذيرد تا در صورت نياز امپراتورروم حامي تخت و تاج خسرو پس از مرگ قباد باشد" در ابتدا امپراتور روم اين درخواسترا راهي براي هرچه بيشتر نزديك شدن دو امپراتوري دانست و آمادگي خود را براي پذيرشاين درخواست اعلام كرد. اما مشاور مخصوص ژوستينوس" پروكلوس با استدلالي ساده او را  ازعواقب اين فرزندخواندگي برحذر داشت:

}اگر رسوم و قوانين اقوام مختلف...بايكديگر فرق دارد" در اين يك مورد همه با هم موافقند كه ميراث پدر از آن پسر استاين فرزندخواندگي به معناي الحاق روم به ايران تحت پادشاهي خسروخواهد بود {
ايننكته سنجي موجب شد كه امپراتور روم پيشنهاد شاهنشاه ايران را رد كند و اين خود موجبآغاز

جنگ تازه اي ميان ايران و روم گرديد.
(جنگهاي ايران وروم/پروكوپيوس)

یهودی دورغگو و مسلمان درستکار

مخبرالسلطنه هدايت ماجرايي را نقل مي كند كههرچند با توجه به تاسيس دادگستري و ... در زمان رضاشاه؛ پذيرش چنين داستاني بسيارسخت است ولي از آنجاييكه هدايت خود از نزديكان رضاشاه بوده است؛ به هر حال ممكناست:

يهوديي سيصد تومان گم كرده بود؛ مسلماني پيدا. به قوت ايمان برد به شهربانيداد. يهودي براي اينكه مشتلقي ندهد گفت پول من پانصد تومان بود. كشمكش شد. شاهطرفين را خواست. به حضور رفتند. به يهودي فرمودند چه گم كرده اي؟ گفت پانصد تومانبه مسلمان گفت چه پيدا كرده اي؟ گفت سيصد تومان. فرمودند اين سيصد تومان مال تو ( مسلمان) پانصد تومان يهودي هم هروقت پيدا شد برود بگيرد!!!

) خاطرات و خطرات/ مخبرالسلطنه (

چه بخوری چه نخوری به جهنم می روی

يك وقت شيخ محمد تقي ثقه الاسلام از روحانيونكرمان ( كه گويا معلم رفسنجاني نيز زماني بوده است) بيمار شده بود و نزد دكتر دادسن (پزشك انگليسي كه تا آخر عمر در كرمان زندگي كرد) مي رود. دكتر معاينه مي كند ونسخه مي نويسد و دارو را نيز خود آورده به ثقه الاسلام داده بود. او ضمن تشكر ميپرسد آقاي دادسن نكند اين دارو معجون الكلي داشته باشد؟ دكتر پاسخ مي دهد احتمالادارد. باز مي گويد : خوب من روحاني چگونه چنين دوايي بخورم؟ مي ترسم به جهنم بروم. دكتر به سادگي پاسخ مي دهد: جناب شيخ اگر نخوريد زودتر به آنجا خواهيدرسيد!
)
جامع المقدمات/ باستاني پاريزي (

 

کلام هفته:

بعد از اينکه سرت رو به سنگ کوبيدی٬ ارزش دو تا چيز رو خوب می‌فهمی: عافيت و شعور!

پیام هفته:

چند وقت پیش داشتم آلبومهای جبهه ی پدرم رو نگا میکردم  که یه عکس مربوط به دوران عید دیدم که سر سفره ی هفت سین نشستن و منتظر تحویل سال نوئن.سفره ی عجیبی بود ولی یچیزی رو بهم یاد داد.شما چی فکر میکنید.؟!!

سینهای این هفت سین در نوع خودش خیلی قشنگ بودن (صفه کلاچ،سوئیچ،سنبل،سر نیزه،سنگ،ساعت و سوپاپ ماشین)

 

حرف آخر:

بچه ها برای مادر بزرگ من دعا کنيد خيلی مريضه 

 

/ 10 نظر / 31 بازدید
کورش

سلام: وبلاگت جالبه........ امیدوارم که هر چه زودتر، مادربزرگت سلامتی اش را باز یابد......... به من هم سر بزن خوشحال میشم............

آتنا

سلام خوبی؟ اميدوارم مامان بزرگت زود تر خوب شه. راستی چيز های جالبی می نويسی مر سی

voroojak

سلام برای مادر بزرگت دعا می کنم چون ميدونم چه نعمت بزرگيه دير ميايی و زياد مطلب مينويسی توی آفلاين می خونم و برات کامنت ميذارم ممنون

mina

سلام...خوبيد؟وب بلاگ خوبی داريد...ايشالا موفق باشيد...اميدوارم حال مادربزرگتون هم هر چه زودتر رو به بهبودی بره و مسائلتون هم حل بشه...شاد...پيروز...پاينده...سربلند...در پناه حق باشيد...

نگين

سلام..خوبی؟چه عجب اینجا update شد. خيلی جالب و عالی بود. اميدوارم مادر بزرگت زود تر خوب بشه و سلامتيش رو به دست بياره.

شومباس

سلام من دعا کردم اميدوارم هر چه زودتر سلامتيش رو بدست بياره من مادربزرگ ها رو خيلی دوست دارم

marmar

به بــــــــــــــــــــــــــــــه سلااااااااااااام چطوری تو؟؟؟ بابا بی خيال!! بهونه مياری؟؟؟ کيفتو گم کردی کافي نت و کامپيوتر رو که گم نکرده بودی!!..به هر حال! خوشحالم که دوباره نوشتی بی معرفت به ما هم سر بزن...راستی نگران مادربزرگت هم نباش ايشالله که زود زود خوب ميشه....شاد و موفق باشی...

موفق باشی