يک روز در دانشگاه

اول از همه نظرتون راجع به قالب جدید چیه؟تر زدم رفته؟03.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دوم از همه سلام،خوبید؟مارو نمیبینید خوشید؟ سلامتید؟نمیدونم چرا این چند وقته کامنتام کم شده02.gif مثه اینکه دیگه باید منم شروع کنم به سکسی نوشتن16.gif،آخه بلاگای سکسی نویسندهاشون بیشتره.شروع میکنم:"شب بود چشات مثه گاو خمار شده بود من اومدم بقلت نشستم .... (نگاکن چه گوشش تیز شد)"

این بلاگ نویسی عجب دنیائیه مثلان خیلی ازبچه ها صادقانه بهم گفتن ما مطالبت رو نمیخونیم فقط کامنت میزاریم بازم گلی به گوشه ی جمالشون صادقونه میگن ولی خیلیا هم میگن میخونیم ولی حال نداریم کامنت بزاریم.آخه خالی بندا شما اینهمه مطلب رو میخونید هیچ نظری به مختون نمیرسه که برام بزارید.!!!اونجای آدم دروغ گو.

خیلیا هم گفتن که این قسمتای سخن هفته ، پیام هفته و حرف آخر رو حذف کن اتفاقا تنها جائی که بیننده داره همونجاست.چون خودم مطالب بالاترشو نمیفهمم چی مینویسم09.gif.تازه یکی میگفت داستانی بنویس؟!!!آخه عزیزای من،تاریخ همش قصص من چجوری قصه براتون بنویسم مثلا تاریخچه پول ایران رو با یکی بود یکی نبود شروع کنم؟!!! من که تو هر پست چند تا-معمولا 3 تا 5 تا-داستان و نکته مینویسم؟اونا مگه داستان نیستن.

بهرحال من الان سر کلاسم فعلان نمیتونم زیاد بنویسم چون میخواد نمره های همون امتحانی رو که من تر زدم رفت رو بخونه پس میفهمید که نمیشه زیاد بنویسم ،تازشم زیاد حرف میزنه تمرکزم بهم میخوره آخه یکی نیس بگه مردم آزار نمیشه فقط رو تخته بنویسی،نمیگی شاید یکی نخواد گوش بده26.gif.اوه راستی این دختر بقلیه عین این فضولا چه سرکی میکشه تا بفهمه من چی دارم میونویسم،آخه یکی نیس بگه دختر خوب مگه خودت پدر،برادر نداری که مزاحم مردم میشی(الان میخونه کلی ضایع میشه) البته این قسمت رو خوش خط نوشتم که موقع خوندن دچار مشکل نشه.(بعد از چند دقیقه)

 

دختره(با خنده):شما داستان مینویسید؟

 

من: نه بابا مگه نمی خوندی؟!!!!!

 

دختره:نه الان چشام افتــــــــــاد (با تعجب و ناز)71.gif

 

من تو دلم(خر خودتی)04.gif: آهان!!

نه من بلاگ مینویسم بلاگای وزین تی جی و آریائی ماله منن دیگه48.gif.!!

 

دختره:جدی(اینو یجوری گفت گفتم الان میخواد بزنه زیر گوشم) من تی جی رو خوندم خیلی با حاله.

 

من: باحالی از خودمونه04.gif.

 

دختره: فک نمیکردم شما تی جی رو بنویسید(اینجا لحنش کش اومد و گوشه ی مغنعه کله قندیشو درس میکنه)

 

من: شما اگه تی جی رو خونده باشید میفهمید که تی جی گروهیه 6 تا نویسنده داره نه یکی (عجب آدمائی پیدا میشنا)

 

دختره: آره میدونم،منظورم ولی خود شما بود.

 

من: یعنی چی؟ ( اینجا گوشه چشم داره برق میزنه و رفتم تو این مایه ها 04.gif)

 

دختره: یعنی اون مطلبت بود در مورده مهریه11.gif،خیلی باحال بودش.

 

من که دیگه اینجا شاکی شده بودم14.gif: بابا جان من ممدم تو بلاگ با اسم آریائی امضا میزنم ، شما هنوز منو اشتباه گرفتی؟

 

استاد: آقای هاشمی ساکت باش آقا نمینویسی بزار دیگران بنویسن ، اون از امتحانت که معلوم نیس چی نوشتی ، 6 صفه پر کردی هیچ کدومشم درس نیس.

 

من: استاد ما حرف نمیزنیم که42.gif!!! اینا کار زده انقلابه.

 

استاد: آره میدونم تو نبودی ممدتون بوده18.gif.

 

من تو دلم: گیج علی من که خودم اسمم ممده.لااقل میگفتی حسین.

 

یکی از بچه ها که معلوم نشد کی بود: استاد دارن مینویسن،البته نه معادلات،دارن بلاگ مینویسن.

 

استاد که طبق معمول دست میکشید رو کله کچلش: بلاگ؟؟؟؟؟ خجالت نمی کشی بلاگ مینویسی ، بشین درستو بخون چند روز دیگه امتحاناس.وبلاگ مگه برات میشه نون.

 

من: استاد تازه 5 شنبه هم یه قرار بلاگی هم داریم13.gif.

 

اینجا کلاس بهم ریخت هر کی یه صدائی در میاورد.

اوه11.gif،بابا با کلاس48.gif،هر هر  میخوای بگی با کلاسی 48.gif؟

 

دختره یواش جوری که من بفهمم: آره من تو تی جی خوندم.

 

من تو دلم: عجب گیری افتادیما وسط دعوا هم دست از سرمون ور نمیداره این دختره که تا امروز مارو تحویل نمی گرفت چی شد یهو نطقش واز شد.نکنه میخواد باهام رفیق شه.ولی من حال این کارارو ندارم که.مشهوریت هم شد واسه ما دردسر.

 

استاد: ساکت32.gif! سا32.gifکت!

 

اینجا بحث  رفت یر اینکه چرا استاد بلاگ نداره و کلی حرف زده شد که سانسور میکنم که یهم یکی از این دختر لوسا: استــــــــاد ، میشه درسو ادامه بدین؟(این قسمتو با ناز و کشیده بخونید.)

 

بعدش استاد شروع کرد به درس دادن منم شروع کردم به نوشتن مطالبی که اتفاق افتاده بود.بازم سرشو کرد تو نوشته های من.

 

من: میشه نگا نکنید؟

 

دختره: من نگا نمیکنم،نگام میفته13.gif ( عجب آدمای پر روئی بودن دختر ،اونوقت اسم ما بد دررفته)آخه خیلی دوس دارم بلاگ بزنم.

 

من: با لحنی کلاس دار: شما میتونید از پرشین فضا بگیرید اگه در مورده قالبش مشکلی داشتید من درخدمتم.48.gif

 

دختره: جدی،خیلی ممنون،باشه بعد از امتحانا اینجا نزدیک بود از خوشحالی بپره بقلم03.gif.

 

من که خودمو از ترس یکم کشیده بودم عقب30.gif: خواهش میشه هم دانشگاهی بودن به چه دردی میخوره پس؟!!!!(گوشه چشمم داره برق میزنه)

میشه جزوتونو بدید من کپی کنم،آخه من خوب نمینویسیم.جزوه شما بجز امروز همش کامله.

 

دختره: خواهش میشه ( با خنده ی خفیف)

 

من: (ادا منو در میاری دختره جلف یک حالی ازت بگیرم.)الکی یه لبخند زدم.

.

.

.

.

اینجاهاش بدلیل موارد بد آموزی سانسور میشه.

 

بعد از کلاس مکان زیر درخت شاتوت دانشگاه محل تجمع خزوخیل جات.

 

دوستم در حالی که جزومو گرفته داره ورق میزنه: ممد اینا چیه نوشتی؟؟؟

 

من: مطالب تی جی و آریائی رو آماده کردم بزارم امشب.

 

اون: سر همینه دیگه،از بس مطالبت در پیتن26.gif.کسی نمیخونه.در پیت که هستن زیادم که هستن دیگه میشه نور علی نور21.gif.

 

من: حالا،نمیتونم کم بنویسم خوب تقصیر من که نیس.

 

خلاصه امروزمونم اینجوری گذشت .قرار بلاگی یادتون نره،و تا بعد بای بای.

 

راستی این هفته سخن هفته پیام هفته نداریم فقط حرف آخر داریم که اینه:

 

حرف آخر:

 

یروز ترکه جَک میبینه خیال میکنه جُکه کلی میخنده.

 

یه لنگه جورابم مست میکنه میاد وسط خیابون میگه: عمرن اگه لنگمو پیدا کنی.

 

 

بای بای.

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

سلام وبلاگ حيلي باحالي داري ولي حيف که از عکس استفاده نکردي آخه يه عکس مي تونه يه دنيا مفهوم رو برسونه . درسته که اين کار تو پرشين بلاگ سخته ولي من يه راه حل برات دارم کافيه به آدرس URL مراجعه کني و طبق راهنمايي اونجا عمل کنط اگه مشکلي داشتي بهم ميل بزن اگرم موفق شدی يه ميل بهم بزني ممنون ميشم.فعلا قربانت

بهار شادی

ای بابا کلی برات کامنت نوشتم ولی تا فرستادم ارور داد ..........من نميخواممممممممممممم.......ولش کن ديگه فقط قالبت بهتر شده......تو درسا هم موفق باشی

بهار

سلام...بابا بی خيال...اين همه رو کی نوشتی!؟ ولی باحال بود...بهاری باشی

amirhossein

جالب بود که اين طور ؟؟؟؟؟ بدم مراقبت باشن خلافت سنگيم داره ميشه ها

zahra

خيلی جالب بود تا تهشم خوندم.خلاصه شيرينی رو افتاديم يا نه؟ولی ازمن ميشنوی به دختره رو نده بذار اون بياد پيشنهاد بده توهم ضايعش کن؛ای کيف داره

NEDA

سلام . جالب بود تازه اين يک روز که چه عرض کنم چند ساعت از وقت مبارکت تو دانشگاه بود ولی از قدیم گفتن مشت نشانه خرواره . کلاس بهم ميريزی . تبليغ وبلاگ (ها تی جی و آريائی ) ميکنی و ... نمره ات رو هم که اعلام نکردی بالاخره چند شدی . راستی ترانه ای که گذاشتی رو وبلاگت خیلی قشنگه . شادشادباشی .

نگين

کلاس ميذاری --> جزوه می گيری .. افه می آی --> لبخند می بينی .. معروف می شی --> امضا می دی .. و .. کی ميگه وبلاگ نويسی نون و آب نميشه؟!

bahar

ببين آخه چرا خالی می بندی؟ من که ميدونم قند تو دلت آب شده وقتی اون دختره باهات حرف زده...

محمد-آريائی

salam jigar talaye man bokhoramet mamad mamad! bad zadi to khakiya havaye khodeto dashte bash

milad_rap_50cent

salam jigar talaye man bokhoramet mamad mamad! bad zadi to khakiya havaye khodeto dashte bash