خاطرات و خطرات

*‌ با عرض سلام و ادب و احترام و ....
به دليل در خواست‌هاي مکرر دوستان عزيز در مورد روش هک و بدست آوردن پسوورد و ...(از اين جور بچه بازي ها) منم سعي کردم يه پست بذارم و هرکس هرچي اطلاعات ميخواد بتونه از اينجا پيدا کنه يعني با خوندن اين مطلب يک هکر واقعي شيد.
اول دوستاني که سوال کردن جواباشونو ميدم تا بعد:
توجه:
استفاده غير غانوني از اين آموزش پيگرد قانوني دارد -اين آموزش براي كساني كه كامپيوتر بلدن توصيه مي شود.
سوال 1: لطفا طريقه هك كردن يك سايت را توضيح دهيد!
پاسخ:
1-ابتدا وارد سايتي كه ميخواهيد حك كنيد شويد.
2- گزينه hack this site را از منوي فايل انتخاب كنيد.
3- سپس راست كليك كرده و اينتر را بزنيد.
سوال 2: چگونه مي توان وقتي كه برق قطع شده كامپيوتر را روشن كرد؟
پاسخ:
ابتدا وارد My computer شويد و سپس روي راست كليك كليك كرده و گزينه On computer when no bargh را انتخاب كنيد.
با اين روش كامپيوتر شما روشن خواهد شد. اگرم نشد ببينيد فيوز پريده يا نه؟ توجه داشته باشيد كه حتما بايد فيوز و فشار دهيد.
سوال3: نحوه پيدا كردن پسورد افراد در چت روم را توضيح دهيد!
پاسخ:
اول نرم افزار paint را دانلود كنيد-سپس cd 1 را درون floppy disk قرار داده و روي آن گزينه كليك كرده.
سپس از طرف مقابل ميخواين كه پسووردش رو در اختيار شما بزاره.اگه نداد خواهش كنيد اگه بازم نداد التماس كنيد ولي اگه نداد ديگه خودتونو ضايع نكنيد از راه دوم استفاده كنيد.
راه دوم:
با آي دي دختر وارد شيد و آي دي بگيريد.(در اين صورت همه حاضرن پسووردشونو بهتون بدن كه ثابت كنن فقط با يه نفر ميچتن)
بعد از انجام اين مراحل پسورد طرف را درون cd 2 قرار داده و از طرف مقابل بخواهيد كه كامپيوتر خود را reset كند -اگر طرف مقابل اين كارو نكرد از گزينه ~ mali استفاده كنيد.
به همين سادگي شما سه كار مهم را انجام داديد. 1-پسورد طرف را پيدا كرديد 2-كامپيوتر طرف را بدون اينكه خودش بفهمد reset كرديد. و از همه مهمتر با گزينه ~ mali آشنا شديد....
سوال4: بوت چيست و چگونه ميتوانيم يه نفر رو بوت كنيم؟
پاسخ:
در اين مورد من خيلي فكر كردم و به نتايج قابل توجهي رسيدم .
بوت عبارتست از فرستادن پي ام بصورت تند تند.
حالا را هاي مختلفي داره (من راه هاي زيادي ديدم) .
يه بار كه ميخواستم يه نفر رو هك كنم اون بوتم كرد بعد فش داد بعد من ديگه نتونستم آن شم.
ولي من يه چيزي رو نفهميدم من به هركي تند تند پي ام ميدم نه هك ميشه نه بوت نميدونم چرا.البته فكر كنم اگه دستتونو بزاريد رو اينتر جواب بده ها ولي اين راه يه كم ضايس.
در آخر بازم تاكيد ميكنم مسوليت استفاده از مطالب اين وبلاگ به عهده شخص ميباشد.
اگه كسي بازم سوالي داره بپرسه تا جواب بدم.
و اگه مطلب بصورت تخصصي و سنگين بود عرز خواهي ميكنم.
با تشکر از آرایه.

*‌ اما برم سر كار خودم...
براي شركت تو كلاساي طنز نويسي شبكه جوان ايميل زدم و درخواست دادم اما هنوز هيچ جوابي بهم ندادن؟‌ لطفا اگه كسي اطلاعي داره به من خبر بده!

*‌ بعضي از بچه‌ها تو قسمت نظرات پست قبلي ازم خواستن تا در مورد موضوع باغ فشم و گردش و اينامون بنويسم.
نمي‌دونم فيلم ديشب بابات رو ديدم آيدا رو ديديد يا نه؟
يجايي تو ديالوگاش دختره به اون يكي دختره مي‌گه كه هر كسي واسه خودش يه يواشكي‌هايي داره! يواشكي تو چيه؟ كه به نظر بنده اين نهايت فضولي مي‌باشد كه بخواهي بدوني هر كسي در خصوصي‌ترين زمان زندگيش چه كاري مي‌كرده! بقول فرزاد حسني تو جشن تسنيم آدم ديگه موبايلش رو جرات نمي‌كنه بياره بيرون تا مبادا گم بشه،چون ممكنه هزارتا فيلم و عكس و اينا ازش بياد بيرون! حالا چه ربطي داشت؟ ماجراي زهره و يواشكي‌‌ترين لحظه زندگيش رو ربطش بديد به موبايل فرزاد حسني و بعدش ربطش بديد به ماجراي باغ فشم ما! البته فكراي بدبد نكنيدا!04.gif
مي‌دونم فضول مرگ شديد تا بدونيد چه خبر بوده و اينا! اما فضول رو بردن جهنم؛گفت هيزمش تره.
مشهوريتم شد واسه ما دردسر،البته ديگه بايد كم‌كم باهاش كنار بيام،فقط حيف كه ديگه نمي‌تونم عينك دودي بزنم! آخه... (به نکته بعدی مراجعه شود)

*‌ ... بعد از حدود دو سال از آخرين باري كه عينك زدم دوباره رو آوردم به عينك و از اين ممبعد دوستان بنده را بايد با عينك مشاهده و يا ملاحظه كنند!

*‌‌ اينم جديد‌ترين عكس رمضون (ماني) با چشمان كاملا باز و لبان ورمولوچيده براي عاشقان سينه چاك!

* راستي قالب جديد وبلاگ چطوره؟ خوبه يا بده؟
به جون خودم نباشه به جون شما 16.gif كلي روش كار كردم! كلي زمان برد و از آخرين تكنولوژي روز استفاده كردم و اگه دقت كنيد سرعت لود خيلي سريع شده.
حتما حتما در اين مورد نظرتون رو بگيد.

* چند روز پيشا هم تولد مونا دوست خوبم بود (اين خواهرم نيست).پريشب كبد باباي خانومي درد گرفته بود و منم زنگ زدم به مونا تا بگم با تشئشع استادش كنه كه ديدم مونا خيلي شادمان مي‌زنه! البته متوجه نشدم كه به چه دليله اما وقتي حرفم تموم شد يه اس ام اس اومد برام كه:

Aghaie hashemi shoma be adame ba marefat eteghad darin?

منو مي‌گي شصتم خبر دار شد كه خاك تو سرم تولد مونا بوده و اون همه شادماني مونا بابت اين بوده كه من (يعني فكر كرده بوده كه من) زنگ زدم تا بهش تولدش رو تبريك بگم. اما وقتي نگفتم مونا هم كلي حرصي شده بوده! البته حقشه چون اونم روز تولد من رو زنگ نزد تبريك بگه به اين دليل كه داشت دماغشو ميكند بندازه دور! تازه من به اين با معرفتي! خداييش پارسال با خانومي يه تولد خوشگل واسش گرفتيم كه كلي غافلگير شد و بقول بچه ها گفتني زير پوستش عروسي بود! (البته اين جور مواقع عروسي در مكان ديگري برگزار مي‌گردد اما...)
بگذريم...منم تا خبردار شدم به خانومي زنگ زدم و اينا و يه برنامه رديف كرديم واسه جمعه كه بريم خونشون و ديروز رفتيم خونشون.
جاتون خالي كلي حرف زديم،كلي خوش گذشت،از هر دري سخني رانديم و بازم طبق معمول حرفامون رفت به سمت انرژي درماني! نمي‌دونم اصلا مي‌دونيد چي هست اين انرژي درماني؟
مطمئن باشيد چيز خوبيه،اگه يه چند ماهي صبر كنيد كه من و خانومي هم بريم كلاساشو شركت كنيم بعدش مي‌تونم براتون در اين مورد مفصل حرف بزنم.جالب ترين مباحث توي اين انرژي درماني همونطور كه از اسمش پيداست انرژي درماني،كنترل تشئشع منفي و اين چيزاست كه من عاشقشم.
اما در مورد كنترل تشئشع منفي مونا تجربيات جالبي از برخورد و تماس با بقول خودش موجودات (جن و روح خودمون) داره كه اگه بهتون بگم امشب رو بايد بي‌خيال خوابيدن بشيد و عمرن هم اينجا جاش نيست كه حرف بزنيم ...
البته مونا در مورد مطلبي كه من يه چند وقت پيشا به گروه روزنه فرستاده بودم يه چيزايي گفت و يه تاييدايي هم كرد.
حتما يادتونه كه كدوم مطلب رو مي‌گم ديگه؟
موضوع مطلب اين بود: جن چيست؟ (قسمت اول) كه توش به سوالاي برخي از بچه‌ها در مورد جن پاسخ داده بودم كه خيلي صدا كرد و شايد توي اين مدت چند سالي كه با گروه‌هاي مختلف همكاري مي‌كنم اينقدر يه موضوع واكنش برانگيز نبوده باشه! لااقل براي خودم.
بعضيا مسخره،بعضيا تاييد،خيليا سوالاي جور واجور و خيليا هم درخواست كمك برام فرستادن كه اگه قسمت نظر خواهي پستاي گذشته رو بخونيد شايد به بعضي نظرات بچه‌ها كه تو نقد مطلب من بود دست پيدا كنيد.
اما من بعد از اون مطلب بخاطر سوالاتي كه بچه‌ها پرسيدن و سوالاتي كه براي خودمم پيش اومد يه سري تحقيقات و مطالعاتي كردم كه اگه دوست داشتيد مي‌تونيد نتيجه اون مطالعات رو كه بخش دوم و تكميلي ايميل اولي هستش اينجا بخونيد: جن چيست؟ (قسمت دوم).
پ.ن:
راستی اگه خوندی و خوشت اومد حتما لينكش رو براي دوستات هم بفرست.

سخن روز:
گل آفتابگردان رو به نور مي چرخد و آدمي رو به خدا! ما همه آفتابگردانيم اگر آفتابگردان به خاك خيره شود و به تيرگي، ديگر آفتابگران نيست،آفتابگردان كاشف معدن صبح است و با سياهي نسبت ندارد.
اينها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشايش مي كردم كه خورشيد كوچكي بود در زمين كه هر گلبرگش شعله اي بود و دايره اي داغ در دلش مي سوخت .
آفتابگردان به من گفت: وقتي دهقان بذر آفتابگردان را مي كارد مطمئن است كه او خورشيد را پيدا خواهد كرد. آفتابگردان هيچ وقت چيزي را با خورشيد اشتباه نمي گيرد. اما انسان همه چيز را با خدا اشتباه مي گيرد.
آفتابگردان راهش را بلد است و كارش را مي داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهميدن خورشيد كاري ندارد. او همه زندگيش را وقف نور مي كند. در نور به دنيا مي آيد و در نور مي ميرد نـــــــــور مي خورد و نور مي زايد.
دلخوشي آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آميخته است و انسان با خدا!‌ بدون آفتاب آفتابگردان ميميرد و بدون خدا، انسان.
آفتابگردان گفت: روزي كه آفتابگردان به آفتاب پيوندد ديگر آفتابگرداني نخواهد ماند و روزي كه تو به خدا برسي؛ ديگر ((تويي)) نمي ماند و گفت من فاصله هايم را با نور پر مي كنم. تو فاصله ها را چگونه پر مي كني؟
آفتابگردان اين را گفت و خاموش شد. گفت و گوي من و آفتابگردان ناتمام ماند. زيرا كه او در آفتاب غرق شده بود.
جلو رفتم بوييدمش بوي خورشيد مي داد. تب داشت و عاشق بود.خداحافظي كردم داشتم مي رفتم كه نسيمي رد شد و گفت: نام آفتابگردان همه را به ياد آفتاب مي اندازد . نام انسان آيا كسي را به ياد خدا خواهد انداخت؟
آنوقت بود كه شرمنده از خدا رو به آفتاب گريستم ...

پيام روز:
زار مي زنم
گريه مي كنم
اين كار من است.
و اصلا به علت اشك هايم فكر نمي كنم
اين كار من نيست.

حرف آخر:
خواب ابدينه...
دوست دارم
يک شبه صد سال پير شوم
در کنار خياباني بايستم
تو مرا بي آنکه بشناسي
از ازدحام تلخ خيابان عبور دهي...
هفتاد سال پير شدن يک شبه،
به حس گرمي دست هاي تو
هنگامي که مرا عبور مي دهي
بي آنکه بشناسي، مي ارزد
نه...
بيش از آن مي ارزد.
دستهايت را مي گيرم
هرشب
از ميان تمام ستاره ها عبورت مي دهم
تا به خوابم بيايي.
بعد همان جا رهايت مي کنم،
تا گم شوي.
کاش هفتاد سال بگذرد...
و تو بي آنکه بداني
پيوسته گم شوي
در خيالم
تا من هيچ گاه بيدار نشوم.
خوابيدن ابدي من
به هميشه ديدن روياي تو
مي ارزد،
نه...
بيش از آن مي ارزد.

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام.خوبی؟خوشحالم که بهتون خوش گذشته و اينکه چی گذشته همونی که خودت گفتي ؛فوضول ..مطلب هکت خيلی خوب بود.سعی ميکنم حتماْ ازش استفاده کنم.راستی مي توانم ازت خواهش کنم پسوردت رو به من بدی؟(ببين چه شاگرد خوبی بودم)من يه مشکلی با وبت دارم.نميدانم فقط مشکل من است يا بقيه هم اين مشکل را دارن!البته بگذريم از کسانی که فقط می يان و ميکن خوب بود و به روزيم(يعنی اصلاْ نخواندم مطلبت رو...)قشنگ مينويسی ؛اما طولانی!از اول که شروع ميکنم کلی حرف می ياد تو ذهنم که در باره نوشته هات بنويسم اما به آخر که ميرسم همه يادم ميرهآخه مطالبت طولانيه.اما زيباست و من همه اش را ميخوانم

سارا

راستی اين عکس مال کدام نی نی ناز نازی بود؟جن رو می خوان نظر ميدهم بعداْ.فعلا!

الهه

سلام چرا نمی آپی؟ جواب مارو هم بدی بد نیستااااااا

نازی

راهکارهای جالبی ارائه کردی

یاسمن

خیلی مارمولکی

یاسمن

بابا تو دیگه کی هستی فکر همه جا رو کردی

سوگل

قصه ی گل افتابگردان خيلی زيبا بود موفق باشی

ريحانه

سلاموبلاگتونو خوندم جالب بود موفق باشيد در ضمن واسه چی روش هک کردن رو آموزس ميدين اصلا خوب نيست

همدرد

آقای هاشمی راديو جوان دزديدتون؟افتخار نمی ديد؟ما که همه جوره به شما افتخار می کنيم...حداقل بياييد پرشياتون را ببريد تو پارکينگ مونده خاک می خوره

حسن