بده دستات رو به دستم...

بده دستات رو به دستم،تا ببرم بشورمشسلام.
آره با توام دوست عزيز كه اومدي اينجا. كه احتمالاً اون پائين حداقل پنجره چند تا سايت ديگه رو هم باز كردي، يه جاي مونيتورتم پنجره ياهو مسنجر بازه.
ببينم چه سود از اينهمه شتاب، اينهمه سرعت، اينهمه تعجيل توي خوندن. ميدونم وقت كم داري، ميدونم سايتها(حداقل اينجا) اونقدر جذاب نيست كه بخواي وقت بيشتري براش بزاري. اما يه كم شتاب زندگيتو كم كن، به خدا چيزي نميشه. اومدي اينجا قدمت رو چشم. دو دقيقه وايسا، نفس تازه كن. اصلاً مي خواي بيا بشين همينجا، بزار با هم به طلوع خورشيد، غروب خورشيد، آبي دريا، سبزي كوه، ريزش آبشار... نيگاه كنيم. دوست داشتي باهم يه چائي بزنيم. من چوب جمع كنم تو سيب زمينها رو بشور و آتيش روشن كنيم، يه سيب زميني لاي آتيش با هم بزنيم. اينهمه من واست حرف زدم، تو هم دو دقيقه واسه من حرف بزن، از دوست داشتنهات، غصه هات، شاديهات، خاطراتت، زندگيت... بگو. همونطور كه من ميگم. بزار يه بار دستت به جاي اينكه روي صفحه كليد و موس باشه توي دستاي من باشه يا دستاي هر بلاگري كه دوستش داري.

اوغر به خير رفيق.
سفرت خوش.

پیام روز:
به بزرگي گناه ننگريد بلکه به بزرگي کسي که در برابرش دليري کرده ايد بنگريد. ( رسول اکرم )

سخن روز:
ماهي كپور ژاپني كه كويي نام دارد، بنا به طبيعتش، مي تواند نسبت به اندازه ي محيط اطرافش، بزرگ شود. در يك تشت كوچك، معمولاً بزرگتر از پنج شش سانتيمتر نيست _ اما اگر در يك درياچه بيفتد، مي تواند سه برابر بزرگ شود.
آدم ها نيز به همين سان مي توانند متناسب با محيط اطراف شان بزرگ شوند. اما در مورد آن ها، مشخصات فيزيكي مطرح نيست، رشد احساسي، روحاني و فكري مطرح است.
همان گونه كه ماهي كويي مجبور است به خاطر صلاح خودش، حد و مرز دنياي خويش را بپذيرد، ما هم مي توانيم مرز رؤياهاي خود را تشخيص دهيم. اگر ماهي هستيم و بدن ما از تشتي كه آفريده ايم، بزرگ تر است و نمي توانيم خود را با آن تطبيق دهيم، پس بايد به جست و جوي اقيانوس برخيزيم _ هرچند اين تغيير نامطبوع و دردآور باشد.
 
پ.ن: احساس میکنم محیط اطرافم داره بزرگ تر میشه.

حرف آخر:
حرف رفتنت که میشه
دلم انگار میشه پر پر
نمی خوام بیاد شبی که
واسه ما شه شب آخر
صد هزار حرف نگفته
واسه تو،تو سینه دارم
شب و روز از تو نوشتن
همیشه همینه کارم
جریان گرم عشقه
لحظه لحظه با تو بودن
تو وجود من نشسته
بی تو از غصه سرودن
کاش میشد اینو بفهمی
که چقدر برام عزیزی
وقت رفتنت یه دنیا
غصه تو دلم میریزی
خوبه این مداد و کاغذ
همدم تنهایی هامه
خوبه وقتی بی تو هستم
دست کم اینا باهامه!
توی دنیای وجودت
جز محبت نمی بینم
اینقدر ماهی که با تو
حتی ماه رو نمی بینم!
حس من حس غریبی
از غم و عشق و نیازه
می دونم میای یه روزی
با یه دنیا حرف تازه!!

/ 5 نظر / 22 بازدید
v

مدتیه دارم فکر میکنم واقعا چیکار دارم میکنم چیکار باید بکنم یا شاید هیچ کار نمی کنم http://www.vahshisabz.persianblog.ir/

n

من فکر کنم عادت کردیم عجله کنیم http://www.noonpanir.persianblog.ir/

r

فکر جالبيه http://www.royanavardy.persianblog.ir/

طارمه

اگه مشكلت بادست حل ميشه...بيا.دست ما رو بردار ببر.مال خودت!

ياسمن مغازه ای

سلام و خسته نباشی. نوشته هاتو دوست دارم. مثل يک هوای مفرحه توی ساعات کاری و دود و دم اين شهر پير. موفق باشی...