این مطلب مربوط به دو هفته پیش می‌باشد!

به نام دادار دادگر
سلام به همه دوستای گلم ؛خیلی دلم براتون تنگ شده بود،کلی مطلب تو ذهنمه که دوست دارم در موردش باهاتون حرف بزنم،فقط امیدوارم بتونم تو ذهنم بهشون نظم بدم تا بشه آوردشون رو کاغذ و شما هم خوشتون بیاد...

* بالاخره عروسی احمد دایی با تمام ماجراهاش تموم شد و احمد دایی هم به جرگه مرغا پیوست!
برای عروسی از یه طرف استرس داشتیم هممون چون که اولین عروسی تو خانواده مامان بعد از فوت کردن آقایی و مامانی بود.به خاطر همین تمام افراد خانواده دست دادیم به دست هم تا با کمک به احمد دایی بتونیم یه مراسم خوب و آبرومند رو برگزار کنیم،اینجاهاست که آدم کمبود یه بزرگتر و تکیه گاه رو احساس میکنه! الحق و الانصاف هم مراسم خیلی باشکوه و خوبی برگزار شد،روز عروسی به من که خیلی خوش گذشت؛من که از بس رقصیدم و بالا پایین پریدم و از این دودا استنشاق نمودم که تا پس فرداش حالت تهوع داشتم.
فقط سر عقد من کلی گریم گرفته بود وقتی که عمه فاطمه (عمه مادرم) اومد احمد داییم رو بقل کرد! آخه عمه فاطمه کوچکترین خواهر پدر بزرگم بود که الان از کل خانواده 7 نفری آقایینا در قید حیات هستش و ما خیلی دوستش داریم!
الانم که احمد دایی و زندایی نرگس احتمالا در سواحل آنتالیا در حال گرفتن حموم آفتاب هستن! البته تا دو سه روز دیگه بر میگردن چون یک هفته ای رفته بودن!

* امتحان اتوکد رو هم با موفقیت کامل دادم رفت،خداییش خیلی امتحان راحت و ضایعی بود،لااقل برای من که اینطوری بود،چون سخت ترین پِلَن رو با جزئیات کاملش در دو ساعت و نیم انجام دادم.
بقیه بچه ها نقشه های صنعتی رو که راحت ترن رو انتخاب کردن.
حالا باید برم موسسه و مدرکم رو بگیرم ازشون،البته با علی کلاسای ETABS رو ثبت نام کردیم و انشالله از شهریور ماه که کلاسا شروع بشن باید این کلاسارو هم بریم.البته کلی کلنجار رفتم که بتونم کلاسای زودتری رو شرکت کنیم،اما نشد که نشد چون کلاسای موسسه سریع پر میشه و اصلا اگه بخوای دست دست کنی هیچ وقت نمیتونی بری تو کلاسا.

* امتحان مهندسی زلزله هم یه امتحان خفنی بود که بیا و ببین،البته من از 7 تا سوال 4 تاشو کامل نوشتم،2تاشو نصفه،یکیشم اصلا نفهمیدم چی میخواد بخاطر همین فقط ضریب خطر و ایناشو بدست آوردم.سوالای تشریحیش مخصوصا 3 تای اول رو میشد با کمی دقت حل کرد! مثلا یکیش این بود که دلیل زلزله هفته پیش دشت پاسارگاد رو توضیح بدید!
خوب جوابش که خیلی راحت بود اما نمیدونم چرا اکثر بچه ها نتونسته بودن جواب بدن!؟
جوابش این بود که به دلیل آب گیری سد سیوند که جزو پروژه های آبخیزداری و آبگیری حجیمه و از موارد مصنوعی (ایجاد شده به وسیله انسان) در ایجاد زلزلست که البته هیچ وقت هم از 4 ریشتر بالاتر نمی اد و جز زلزله های کوچیک به حساب می اد.همونطور که زلزله دشت پاسارگاد هم بزرگی 3.5 ریشتر داشته!
خلاصش اینکه دعا کنید از 9 نمره این امتحان حداقل 6 نمره رو بگیرم که واسه پایان ترم به خِنِسی بر نخورم.

* روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
داری با خودت میگی که چی شده که من بازم این مطلب رو عنوان کردم؟
چون واقعا جناب دکتر حسابی زده تو هدف و من هم کم کم دارم به حرف ایشون اعتقاد پیدا می کنم.یادمه یجا میخوندم که خدا به یکی از پیامبرا میگه که من در دو جا از کار بنده هام خندم میگیره!
یکی وقتی که میخوان یکی رو بزنن زمین ولی من میخوام که اون بندم عزت و بزرگی پیدا کنه و یکی هم وقتی که من میخوام بندم رو از بزرگی و عزتش بردارم ولی بنده های دیگم میخوان که اون بندم رو بزرگ و با عزت کنن!
حالا قضیه جناب مهرعلیزاده و انصاریفرد همین شده!
آخر سر نفهمیدم انصاریفرد برگشت یا برنگشت؟ البته تو سایت راه فوتبال نوشته بود که برگشته اما؟
خیلی از انصاریفرد خوشم میاد،چه موقعی که مربی تیم ملی بود و جزو 10 مربی برتر سالنی دنیا محسوب میشد و چه الان که مدیر عامل پرسپولیس بود،خداییش خیلی خوب و عالی کار کرده بود،خدا خیرش بده...
باشگاهی که کلی بدهی داشت و در حد یه تیم دسته چندمی تنزل درجه پیدا کرده بود رو با برنامه ریزی خوب و عالی دوباره رو دور آورد و اگه امسال پرسپولیس چند تا بازیش رو مفت نمیباخت و یا مساوی نمیکرد الان مطمئننا صدر نشین بلامنازع لیگ بود!
البته همونطور که جناب مهرعلیزاده از قیافه دکتر دادکان خوششون نیومد و اون گندکاریها رو بدون در نظر گرفتن اثرش بر جامعه و فوتبال ملی انجام داد (بحث تعلیق) احتمالا اندفعه از محبوب شدن جناب انصاریفرد میترسیدن احتمالا و خواستن ایشون رو کله پا کنن و از قضا برعکس شد!

* میدونم که تا اینجا مطالب کلی طولانی شده اما راستش دو برابر این مطالبی که نوشتم  رو هنوز ننوشتم که!

* برنامه بیژن بیرنگ که 5 شنبه ها ساعت 23:15 از شبکه چهار قراره پخش بشه و این هفته اولین قسمتش پخش شد رو دیدید؟
خیلی برنامه توپ و باحالی بود! مخصوصا اینکه مهموناش افرادی هستند که اصلا تا بحال تو هیچ برنامه ای شرکت نداشتند! آهان اسمش یادم اومد،فکر کنم اسم برنامش رسم زندگی بود که خود بیژن بیرنگ هم مجری برنامست.
مهمونای این هفته یکی علی واکسیما (اولین واکسی تلفنی ایران و اولین آنتونیو باندراس عینکی ایران به قول بیژن بیرنگ) و دومی اون پسره بود که با قیچی و بدون الگو رو کاغذ شکل در میاره!
حرفاشون خیلی ساده و بی شیله پیله و باحال بود! مطمئنم اگه یه بار این برنامه رو ببینید عاشقش می شید؛مخصوصا قسمت پایانی برنامه که بیژن بیرنگ یک متن خیلی خوشگل رو میخونه.
من سعی می کنم از این هفته متن هاش رو حتما حتما برای خودم ضبط کنم و اگه دلم خواست برای شما هم بنویسم!

* نمیدونم تا حالا کدوم یک از شماها IE 7 رو نصب کرده؟ من که از نصب کردنش پشیمون شدم و الان دوباره دارم با ورژن 6 کار میکنم،البته یه مدت با فایرفاکس کار کردم که خیلی خوب و عالی بود و هنوزم دوستش دارم اما به دلیل اینکه نمیدونم چرا قالب وبلاگم تو فایرفاکس درست نشون داده نمیشه مجبور شدم بازم به این IE 6 بسنده کنم!
لطفا اگه کسی میدونه اشکال طراحی من کجاست بهم بگه!
اما اینارو نگفتم تا برسم به اینجا که یکی به من کمک کنه که!
مطمئنا شما هم جدیدا اگه خواسته باشید ورژن های جدید برنامه های مایکروسافت رو نصب کنید متوجه شدید که اول باید ویندوزتون اصل باشه و اگه اصل نباشه برنامه یه ارور اندازه کله خر میده که ویندوز شما اصل نیست و شما خاک بر سر شدید!
ولی منم که بیکار نشستم،کلی پیگیری و سرچ و سورچ کردم تا به یه فوت کوزه گری دست پیدا کردم.چی؟
حالا منم میخوام یه روش اصل کردن ویندوز رو به شما یاد بدم که اگه بازم از این ادا اطوارا در آورد براتونا حالشو بگیرید! اینو رو سیستم خودم امتحان کردم و جواب گرفتم!
اورجینال کردن ویندوز در ایکی ثانیه!
1. ابتدا از منوی Start گزینه Run را اجرا کنید regedit رو بنویسید و روی OK کلیک کنید تا پنجره ای جدید باز شود.
2. حالا از پنجره باز شده به آدرس زیر برین:
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT\CurrentVersion\WPAEvents
3. از قسمت راست پنجره، روی OOBETimer دوبار کلیک کنید تا پنجره ای باز شود.
4. مقدار FF را در مقدار بالا فقط به 00 تغییر دهید. روی دکمه OK کلیک کنید و رجستری را ببندید.
5. منوی Start گزینه Run کلیک کنید و این دستور را بنویسید:
C:\WINDOWS\system32\oobe\msoobe.exe /a
6. پنجره ای باز می شود به نام Activate Windows، گزینه دوم را انتخاب کنید و بعد Next را کلیک کنید.
7. از پنجره جدید بر روی Change Product keyکلیک کنید.
8. در قسمت New key
B7R7P - J63JP - 2J7VH - W3TDJ - PDP7T
و سپس بروی Update کلیک کنید.
حالا ویندوز شما اورجینال شد! برید حالشو ببرید!

* وبلاگ‌نويسي در كنار چت، اي‌ميل، وب‌گردي و بقيه مخلفات اينترنت، طرفدارای خودشو داره و هركسي با هدف خاصي دنبالش مي‌ره. اما چطوري مي‌شه يك وبلاگ خوب داشت؟
نوشتن اساساً خوبه. اصلا نوشتن حال آدم رو خوب مي‌كنه. خيلي هم فرق نمي‌كنه كه مدادت رو برداري و خرت و خورت بتراشي و بنويسي، يا اين‌كه توي صفحه اينترنتي شَخصيت اين كار رو بكني. ولي اين نوع دوم، اين روزا براي خودش كلي طرفدار ريز و درشت و البته پر و پا قرص داره.
توي دفترت كه بنويسي، فقط خودت مي‌بيني يا مي‌خوني و نهايتا فضولاي خونه، ولي اين دفتر مجازي رو كه پر كني، همه اينترنت‌بازاي دنيا و ترجيحا همزبون، ازش خبردار مي‌شن.
اين‌كه اصلا اين دفتر مجازي چيه و چه‌جوري مي‌شه پُرش كرد و گوش مخاطب رو گرفت و آورد تا بخوندش و تازه نظر هم بده، براي خودش آداب و رسوم و سبك و سياق داره اين هوا!
پس بهتره که عینهو یه بچه خوب و حرف گوش کن به این مطالبی که میخوام بنویسم توجه کنی! اسمش رو می زاریم مرام نامه تا تریپ صفا و عشق و اینا ورداره!
مرام‌نامه
محيط وبلاگ‌ها مثل شهري است كه قوانين، اصول اخلاقي و آداب خودش رو دارد. اگه اخلاق و قوانينش رو رعايت كني در اين شهر مي‌موني؛ خوب هم مي‌موني. اما اگه هنجارهاي اجتماعي اين شهر رو بشكني و بي‌ادب‌بازي دربیاری، زود حذف مي‌شي.
دزدي نكنيد. اين كار رو در همه اقسام و شاخه‌هاي آن ترك كنيد. نه يادداشت كسي رو از وبلاگش بردار و به اسم مبارك در وبلاگت ثبت كن، نه اين‌كه عكسي رو كه شخصي به هزار زحمت گرفته و توي وبلاگش گذاشته copy / paste كن. نهايتا اگه نمي‌توني خودت رو نگه داري و به اين عمل دست مي‌زني، حداقل محل دزديت رو مشخص كن. يعني وجدانا لينك بده و بنويس كه عكس يا يادداشت رو از وبلاگ يا سايت چه بنده‌خدايي برداشتي.
اين مسأله رو جدي بگير و واقعا دزدي نكن؛ به اين دليل كه: دزدي اصولا هميشه و همه‌جا و همه وقت كار بديه، اعتماد دوستان وبلاگيت رو از دست مي‌دي و از اين به بعد اگه قسم حضرت عباس هم بخوري كه اين مطلب رو خودم نوشتم، كسي قبول نمي‌كنه و بعد هم مخاطبان و بازديدكنندگانت رو از دست مي‌دي.
در ضمن اگه دوستان فرد مورد سرقت قرار گرفته شده يا خودش از اين موضوع خبردار بشن، با كامنت‌هاي آنچناني و فحش‌هاي غيرپاستوريزه از خجالتت درميان. بدتر از همة اين‌ها اين كه همين كار رو با خودت مي‌كنن و در آخر هم كشورمون كپي‌رايت نداره، تو كه وجدان داري. نداري؟!
ادب و تربيت و اين‌جور چيزها رو رعايت كنيد. نه كه چشم آدم توي چشم هم نمي‌افتد، گاهي همچين حال مي‌كني كه هرچه كه دلت مي‌خواسته به كسي بگي و نگفتي رو توي وبلاگ خودت يا خودش خالي كني! اين درست كه نمي‌تونه يقت رو بگيره ولي هر حرف، كامنت و يادداشتي نشانه شخصيت شماست عزیزم، پس اون رو (منظورم شخصیتت بود) حفظ كنيد. تازه اين‌طوري عادت مي‌كني بدون ضمانت اجرا، ادب و اخلاق رو رعايت كني.
بيخودي دعوا نكنيد. اگه پاي كل‌كل سياسي، اجتماعي، مذهبي يا حتي عشقولانه وسط آمد، خيلي منطقي پيش بريد و بذاريد محيط وبلاگتون محيط بحث و گفتمان منطقي بشه، نه دعواي لفظي و روكم‌كني. در همين راستا از هرگونه فحش و ناسزا بپرهيزيد.
چرت و پرت ننويسيد. فلسفه وجودي وبلاگ و كامنت‌گذاشتن اين است كه نظر نويسنده و يادداشتش رو بخوني و دربارة آن (مطلب نوشته شده) نظر بدي. پس در قسمت كامنت چرت و پرت ننويس. از نوشتن اشعار رمانتيك و متون لوس و جلف هم خودداري كن. فقط نظر بده. الكي هم نرو توي وبلاگ هر كسي بنويس که: وبلاگ زيبايي داري، به كلبه كوچك من هم سري بزن!
هركس به وبلاگت لينك داد، تو هم بهش لينك بده. چيزي که ازت کم نمي‌شه كه!

كلي زحمت مي‌كشی، خرج مي‌كني و مي‌نويسي كه چي؟ براي اين‌كه چهار نفر منويات درونيت رو بخونن و ابراز همدردي كنن يا نقد و نظر بدن.
اگه بهترين نويسنده هم باشي، اما ويترين وبلاگت رو درست نچيده باشي، يه دونه مشتري هم گيرت نمي‌آد. تو مي‌موني و يك وبلاگ كه باد كرده روي دستت. راه‌هاي جذب مشتري رو بدون.
اسم وبلاگ: اولين چيزي كه يك مخاطب باهاش روبه‌رو مي‌شه اسم وبلاگه و تا حدي نشانگر نوع وبلاگ و آن‌چه در آن مي‌نويسيد. پس در انتخابش دقت كن. معمولا اسامي كوتاه جذاب‌ترن، ولي در كل، اسم بايد فضولي برانگيزاننده باشه تا مخاطب رو جذب كنه. بايد بين جيغ‌بودن اسم و روشنفكرانه يا ادبي‌بودن، يكي رو انتخاب كني. كي مي‌دونه؟ شايد هم بشه همه رو جمع كرد.
قالب: سعي كن قالبي متناسب با نوع وبلاگت انتخاب كني. بعضي قالب‌ها علاوه بر خسته‌كردن چشم‌ها در موقع خواندن، ازنظر روان‌شناسان تأثير ذهني خوبي نداره مثل قالب مشكي. پس اين مشكي هميشه هم رنگ عشق نيست!
دقت كن تا رنگ ملايم‌تري به كار ببري. اگه مي‌خواي خيلي خاص و تك باشي مي‌توني قالبي شخصي طراحي كني (مثل خودم) كه خيلي دردسر داره. براي يادگرفتنش مي‌توني به سايتا و كتاباي تخصصي نرم‌افزارها و وبلاگ‌ها مراجعه كني.
سرعت بازشدن وبلاگ: آن بخت‌برگشته‌اي كه داره به وبلاگت سر مي‌زنه، درحال تلف‌كردن وقت، نور چشم و البته پوله. اگه بازشدن وبلاگت خيلي كند باشه، خداحافظي رو بر سلام ترجيح مي‌ده.
سرعت وبلاگ به سرعت سايت سرويس‌دهنده بستگي داره و قالب و عكس‌هاي وبلاگ. بايد قالبي رو انتخاب كني كه سرعت لودشدن يا بارگذاريش بالا باشد تا بازديدكننده از خير وبلاگت نگذره.
استفاده از عكس: عكس‌گذاشتن توي وبلاگ مثل شمشير دولبه ست. گذاشتن عكس، مخصوصا اگه محصول خودت باشه،‌ وبلاگت رو پربيننده مي‌كنه. چون هم خود عكس جذابه و هم در جست‌وجوي موتورهاي جست‌وجوگر امكان بازديد از وبلاگت رو بيشتر مي‌كنه.
ولي اون لبه بد شمشير عكس اينه كه اگه عكس رو نيم‌متري يا در ابعاد wallpaper بگذاري توي وبلاگ يا عكست دير لود بشه، دچار همون دردسر شماره بالا مي‌شی. عكس وبلاگ كوچیك و جمع و جورش بهتره.
سريع و منظم به‌روزكردن و داشتن يادداشتاي جديد: هرچه كه زودتر به روز كني دوستای بيشتري پيدا خواهي كرد. اگه مخاطبات به اين نتيجه برسند كه شما ماه يا سالي يك‌بار مي‌نويسيد، بي‌خيالت مي‌شن. پاي كار باش ديگه (منظورم پایه باش دیگه بود)! وبلاگ باز مي‌كني، مثل غذا بهش سر بزن.
طنز، جوك، sms، فال و...: معمولا اولين راهي كه براي پرمخاطب‌كردن وبلاگ پيشنهاد مي‌كنن همينه. ولي نه! نبايد به هر قيمتي بيننده ت رو زياد كني. درست كه ممكنه با گذاشتن اين جور چيزا مخاطب بيشتري پيدا كني ولي با اين كار وبلاگت به يك وبلاگ دسته‌چندمي تنزل پيدا مي‌كنه. شأن وبلاگت رو حفظ كن.
استفاده‌نكردن از موسيقي: اگه چندتا وبلاگ باهم باز شن و هركدوم ساز خودشون رو بزنن، شما چه حالي پيدا مي‌كني؟ براي به‌هم‌خوردن اين كنسرت در وبلاگت موسيقي نگذاري بهتره. موسيقي كوچه‌بازاري و يه دل دارم... و هندي بازهم وبلاگت رو دسته‌‌چندمي مي‌كنه. اگه اصرار به موسيقي‌گذاشتن داري يك آهنگ ملايم و ترجيحا بدون كلام دل‌چسب‌تره.
استفاده از رنگ و فونت مناسب براي نوشتن: نوشتن با فونت بزرگ و رنگ‌هاي اجق وجق به‌درد وبلاگ طرفداران كودكان پيش از دبستان مي‌خوره و هيچ‌كس تو رو جدي نمي‌گيره. اگه مي‌خواي جديت نگيرن، با فونت 20 و رنگ قرمز و صورتي بنويس.
تعريف‌كردن از همسايه‌ها: سعي كن در وبلاگت از وبلاگ‌هاي خوب ديگه تعريف كني و در مورد اون‌ها بنويسي. چون وقتي مخاطب اين كارت رو ببينه سعي مي‌كنه اون رو در مورد خودت هم اجرا كنه!
با مخاطبان در ارتباط بوده و به آن‌ها پاسخگو باشيد: وقتي كسي در قسمت كامنت‌ها سؤالي ازت مي‌پرسه حتما جوابش رو بده. البته نه هر سؤالي! ولي اگه با مخاطب در ارتباط باشي و بفهمه كه نظرش برات مهمه مشتري مي‌شه.
پست‌هاي كوتاه: سعي كن اون چه در دلته رو در قالب جملات كوتاه بياري. از نوشتن مطالب تكراري، اشعار تابلو و معروف و مطالب لوس و عشقولانه پرهيز كن. البته نوشتن ذوقي ست، ولي خيلي هم معني نداره كه نسخه چاپي حافظ رو تايپ كني!
از خودتان بنويسيد ولو كم و كوتاه. لوس‌نوشتن آن هم به صورت دائمي و تكراري مخاطب رو خسته مي‌كنه. مردم خسته مي‌شن كه ببينن هربار و در هر يادداشت جناب عالی همچنان دلت بدجور گرفته و درگير تنگ غروب هستي. كلا مطالب صدمن يك‌غاز ننويس. خوب بنويس و از خودت، هرچند كم. اين‌طوري شايد روزي نويسنده بزرگي شدی!
تبليغ‌نكردن در ابعاد حال به‌هم‌زن: مطمئنا اگه وبلاگت رونق پيدا كنه، طعمه خوبي براي شركت‌هاي تبليغاتي مي‌شي. گذاشتن لوگوي تبليغات بالا و گوشه‌هاي قالب خيلي توي ذوق نمي‌زنه. نوش‌جونت! ولي تبليغ‌كردن زياد هم روي اعصاب بازديدكننده مي‌ره و از ديدش وبلاگت،یه بنگاهي تبليغاتي ئی بيشتر به حساب نمي‌آد.
و حالا اگه مي‌خواهي يك وبلاگ دار موفق و با آبرو باشي حواست به نكات زير باشه:
1- مي‌توني از سايت‌هاي دانلود، اسكريپ‌جاواهاي مختلف و امكانات ديگه براي وبلاگت دانلود كنی و در قسمت ويرايش قالب، اونا رو داخل قالبت بزاری و بعد از بازسازي‌كردن از ديدنش لذت ببري. ولي معمولا گذاشتن اسكريپ‌جاوا سرعت بازشدن وبلاگ رو پايين مي‌آوره. پس از اين لذت بگذر.
2- داشتن آرشيو (امكاني كه اكثر سرويس‌دهنده‌ها دارند) و دسترسي مخاطب به آن بسيار مهم است. شايد يك نفر بخواد بفهمه شما قبلا چي نوشته بوديد يا آمارتون رو دربیاره. پس به آرشيوت رسيدگي كن.
3- از صورتك‌هايي كه با حالت‌هاي مختلف در قسمت كامنت‌ها وجود داره، استفاده كنيد. مثلا ممكن است مخاطب از نوع و سبك جمله‌هات نفهمه شما خوشحال تشریف دارید، پس مي‌تواني با گذاشتن يك صورتك كه نيشش تا بناگوش بازه به مخاطب كمك كني.
4- در قسمت لينك‌ها، آدرس دوستان يا وبلاگ‌هايي رو كه به خوندنشون علاقه داري، بذار. اين‌طوري هم مراجعه خودت به اون‌ها راحت‌تر مي‌شه، هم اين‌كه بازديدكننده‌ها با دوستانت هم آشنا مي‌شن. زياد اين ليست رو بلند نكن. ذوقت كه فروكش كرد سالي يك‌بار هم به اون‌ها سر نمي‌زني.
5- برخي از سرويس‌دهنده‌ها قسمتي دارند به نام «آمار وبلاگ». با كليك‌كردن روي اون مي‌فهمي كه به‌طور كل يا هر روز چند بازديدكننده داشتی. اگه حساسی يا قلب ضعيفي داري، اين كار رو نكن، چون اگه آمارت پايين باشه، كم‌كم دچار افسردگي مي‌شي و برعكس.
6- اكثر قالب‌هاي وبلاگ قسمتي دارن كه مي‌توانيد عكس نويسنده رو در آن قرار دهيد، اما يك عكس درست و حسابي؛ نه اين‌كه عكست درحالي كه جلوي تلويزيون و بالش به بغل لم دادی! مسائل اخلاقي رو هم در اين مورد رعايت كن. نمي‌خواي وبلاگت ضايع باشه كه؟!
7- وبلاگ‌نويس‌ها معمولا زير عكس توضيح مختصري از خود وآن‌چه مورد علاقه‌شان است مي‌دهند. اين كار رو بكن تا كمي از سرطان فضولي مخاطب رو ارضا كني.
8- هركس برات كامنت گذاشت، به وبلاگش سر بزن يا اگه سؤال معقولي كرده، جوابش رو بده. اين‌طوري علاوه بر احترام به او مخاطبانت رو زياد مي‌كني.
سعي كن كامنت‌هات جدلي، جذاب، عميق و صميمانه باشه. اين‌طوري هر كامنت، تبليغي مي‌شه براي وبلاگت.
وبگردي و خواندن آن به شدت اعتيادآور است. عمق اعتياد آن از قوي‌ترين مواد مخدر هم بيشتر است. پس سعي كن تا غرقش نشدی، خودت رو نجات بدی. همه‌چيز به اندازه!

پ.ن:
چند روز پیش تو ذهنم افتاده بود که یه مطلب در مورد وبلاگ و بلاگر شدن بنویسم، که از غذا؟ (قضا؟ غضا؟) مریم زودتر از من این مطلب رو نوشت! مریم علی رغم اینکه دو ماه بیشتر نمیشه که به نویسندگی در محیط وب رو آورده اما پشت کار خوبی داره و مطالبش پخته و با فکره! اینو از نوشه هاش میشه فهمید! امیدوارم این انرژی رو که داره تا سالهای سال داشته باشه و بتونه مطلبای خوب تری بنویسه!
خلاصش اینکه منم چون در صدد (سدد؟ ثدد؟) بودم که این مطلب رو بنویسم واسه همین بعد از کلی تحقیق متوجه شدم مجله همشهری جوان یه مطلب ارس و قوس دار در این مورد نوشته که منم چون نتونستم جلوی دزدیم رو بگیرم با اندکی تغییر اون مطلب رو برای شما اینجا نوشتم!
مطمئنم اگه بلاگر باشید کلی به دردتون خورده! البته پساپس! از بیش از حد طولانی شدن مطلب این سری معذرت میخوام!

* یه سری عکس که تو این چند ماه گرفتم...

گهربارانگهربارانگهربارانمانی (رمضون)اگه گفتی این چیه تو دستم؟گل لاله

سخن روز:
این هفته نداریم...

پیام روز:
خدایا به داده ات،نداده ات و گرفته ات شکر.
چون داده ات نعمت
نداده ات حکمت
و
گرفته ات امتحان است
پس خدایا! شکر شکر شکر...

حرف آخر:
خداحافظ همین حالا...

/ 5 نظر / 23 بازدید
پ

سلام موفق باشيد خوب بود

عطيه

سلام هر چي بخوام بنويسم مي ترسم . يا ميگي لوس بود يا چرت وپرت. اميد وارم ادامش بدي.

عشق

سلام وب جالبي داري، به قول خودت دفتر خاطرات شده. خيلي خوبه آدم بتونه اينقدر راحت بنويسه. دعاي آخر متنت خيلي خوب بود كه در هر صورت خدا را شاكر بودي. من به روزم، و خيلي خوشحال مي شم كه به من سر بزني، من منتظر آمدنتان هستم

اکرم

.... بود

خلود

سلام.. خسته نباشيد...مطالب را زیبا و خوب نوشتید خصوصا چگونه بر تعداد بازدید کنندگان از وبلاگ را زیاد کنیم... با نوشته هاتون کاملا موافقم و اگر به انچه گفته اید عمل شود امار بازدید کننده چنان بالا می رود که خودت از کارت پشیمان می شوی و اخر سری هم کامنت را تایید نمی کنی به دور از شوخی هدف از ایجاد وبلاگ هم خیلی مهم هست... گاهی اوقات هم نوشته می شود تا فقط خوانده شود و کامنت هم برای طرف مهم نیست. و گاهی اوقات هم می بینی فقط یک کامنت گذاشته شده که بسیار زیبا و پر محتوا در حالی که می بینی در وب دیگری ۱۰۰ تا کامنت ولی یکی هم در رابطه با پست نیست!!! . . شاد زی