تخت جمشيد و ايران باستان ۲

گفتار بيست و دوم(يك توضيح كوتاه درباره كورش بزرگ)
================================

ايران يكي از اولين كشورهاي متمدن جهان بوده كه مردمي دانا در آن سكونت داشتند و دارند. سرزميني كه هيچ گاه مردمان آن بت پرست نبودند. مردماني كه نخستين فرمان جهاني حقوق بشر را نوشتند. اول سومريها و سپس ايلاميها در اين سرزمين حكومت و زندگي ميكردند كه حدود 3000 سال پيش آرياييها به درون فلات ايران آمدند و بر ساكنان ايران غلبه كردند. دين آنها نوعي يكتاپرستي بود و به اهورامزدا اعتقاد داشتند.
آنان سرزمين خود را اريانووئيچ (نام سايت از اين ايده گرفته شده است : ‌مدير سايت) يعني مسكن آرياييها خواندند. مادها و پارسها 2 قبيله بزرگ از آريايها بودند كه ابتدا مادها به قدرت رسيدند.
سپس كورش بزرگ به قدرت رسيد. حقوقدانان جهان او را به عنوان نخستين بنيانگذار حقوق بشر و منشور آزادي او را نخستين فرمان جهاني حقوق بشر ميدانند.كه بخشي از آن به شرح زير است:
منم كورش‚ شاه جهان‚ شاه بزرگ‚ شاه دادگر‚ آنها كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم همه مردم گامهاي مرا با شادماني پذيرفتند ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگزاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. من براي صلح كوشيدم‚ من برده داري را بر انداختم‚ به بدبختيهاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند من همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود بگشايند. همه مردم را كه پراگنده و آواره شده بودند به جايگاههاي خود بازگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد كردم. من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم عطا كردم.
افلاطون او را ميستايد و درباره او ميگويد: كورش سرداري بزرگ و دوستي عالي قدر براي ميهن خود بود. به هنگام فرمانروايي او ايرانيان ملتهاي زيادي را زير فرمان خود در آوردند. وي به همه مردم حقوق خودشان را داد. دلهاي همه به او نزديك شد. همه كساني كه راهنماييش ميكردند پاداش ميداد و بدين گونه به خردمندان امكان داده بود كه خرد و تجربه خويش را نشان دهند. كشور پهناور او را در پرتو اين آزادي و هماهنگي و خردمندي روز به روز از آسايش بيشتري برخوردار ميشد.
كورش با تشكيل حكومت پارسيان و متحد كردن مادها و ساير ملل و كشورها با خود بزرگترين و درخشانترين دولت جهاني آن روز ره به نام هخامنشيان پايه گزاري كرد. كورش پس از نزديك شدن به 30 سال فرمانروايي كشته شد و آرامگاه او در شيراز پاسارگاد است. واقعا تا به حال جاي آرامگاه كورش رو ميدونستيد؟؟؟
پس از كورش كمبوجيه به پادشاهي رسيد كه پس از فتح مصر در راه بازگشت به ايران كشته شد. در زمان حضور كمبوجيه در مصر مغان طغيان كردند ولي داريوش بزرگ پسر عموي كورش حكومت را از دست غاصبان پس گرفت و 36 سال فرمانروايي كرد. پس از او خشايار شاه‚ اردشير اول‚ داريوش دوم‚ اردشير دوم‚ اردشير سوم به حكومت رسيدند و در نهايت به دست اسكندر مقدوني شكست خوردند.

گفتار بيست و سوم(نوزوز)
================
همانگونه كه گفته شد‚ يكي از كاربرد هاي تخت جمشيد برگزاري جشن نوروز در آنجا بوده در اينجا به بعضي تفصير هاي اساطيري نوروز اشاره ميشود : يكي از آنها اعتقاد به فرود آمدن فروهرها در نوروز است. اعتقاد ديگر اين است كه در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمين آمد و در كالبد انسان جاي گرفت و در اين روز فروهر درگزشتگان به زمين باز ميگردد. در اسطوره ديگر آمده است نوروز اولين روز پادشاهي جمشيد پس از ساختن قصري با شكوه است و اسطوره ديگر نوروز را روزي ميداند كه جمشيد واحد هاي اندازه گيري را تايين نمود. واحد اندازه گيري طول 1 بند انگشت (اينچ) در تخت جمشيد به كار ميرفته كه هر واحد آن برابر 2.2 سانتيمتر بوده.

گفتار بيست و چهارم(زرتشت)
==================
ساكنان ايران مردماني انديشمند و دانا بودند كه به گواه تاريخ خدمات ارزنده به تمدن بشر كرده اند. آگاهي از اين تمدن و فرهنگ كه با دين اثر متقابل دارد به هر ايراني اعتماد به نفس ميدهد. دين ايرانيان قبل از اسلام زرتشت بوده دين زرتشت 7 اصل دارد كه عبارتند از :

1. هستي و يكتايي اهورامزدا

2. پيامبري اشو زرتشت

3. رستگاري انسانها در پيروي از گفتار‚كردار و پندار نيك

4. آزادي گزينش راه خوب و بد

5. پاداش و جزاي كارهاي نيك و بد در هر دو جهان

6. جاوداني روان

7. روز رستاخيز

در دين زرتشت شادي سازندگي اميدواري و مهرباني و عشق‚ اهورايي هستند و غم و ويرانگري و نا اميدي دشمني و تنفر اهريمني. آنها معتقدند كه خداوند آنها را آفريده كه در سازندگي جهان شريك او باشند و معتقدند دينشان ديني جهاني است. آنها در نمازهايشان ميگويند : راستي بهترين خوشبختي است‚ كسي خوشبخت خواهد شد كه خواهان خوشبختي ديگران باشد. پروردگارا مرا ياري فرما كه در سازندگي جهان و شادي جهانيان كوشا باشم. گفتار نيك كردار نيك و پندار نيك كه تمام خوبي هاي جهان را در خود جا داده شعار اصلي زرتشتيان است.

با درود به دوستان چند تا عكس سه بعدي توپ پيدا كردم كه حيف بود نگذارم.
براي ديدن عكس هاي بيشتر  به پايگاه
پارسه سه بعدي مراجعه كنيد.

گفتار بيست و پنجم(سنگ نبشته ها‚ كتيبه هاي هخامنشيان)
======================================
شهرياران سترگ هخامنشي عقايد خود را بر روي سنگ براي ما به يادگار گذاشته اند و خودشان در بعضي نقاط نوشته اند كه اينها را نوشتيم تا آيندگان بدانند. سنگ نبشته هاي هخامنشي سند محكمي است بر عقايد بزرگان ايران زمين‚ مهمترين نكته سنگ نبشته هاي تخت جمشيد اين است كه اكثر آنها با نام اهورامزدا(خداوند جان و خرد) شروع ميشوند و در نهايت با دعا به درگاه وي براي نگهداري آنها به پايان ميرسند. اين خود خط بطلان قرمز رنگي است بر عقيده آنان كه ميگويند ايرانيان قبل از اسلام كافر و آتش پرست بوده اند.
اكثر سنگ نبشته ها به سه زبان نوشته شده و نظريه اي كه ميگويد تخت جمشيد بنايي مربوط به تمام ملتهاي آن روز و نوعي سازمان ملل بوده را تقويت ميكند. آنها معتقد بوده اند كه خداوند شادي را براي مردم آفريده و مردم بايد شاد باشند.
تنفر از دروغنشان اصلي اين سنگ نبشته ها است. داريوش بزرگ در نقش رستم كتيبه اي دارد كه خانم پروفسور هايدماري كخ باستان شناس آلماني آن را مانند يك معجزه ميداند كه در زير بخشهايي از آن آورده شده:
خداوند بزرگي است اهورامزدا كه خوبي هايي كه ديده ميشود آفريد. كه شادي را براي مردمان آفريد . به ياري اهورا مزدا من خواهان راستي هستم و از دروغ روي ميگردانم. دوست نادرستي نيستم من خوش ندارم ناتواني از حق كشي زورمندي در رنج باشد. من خوش ندارم كه حقوق توانايي به سبب كارهاي ناتوان آسيب ببيند. آنچه راست است آن آرزوي من است. من دوست مرد دروغ گو نيستم. آنچه سبب خشم من ميشود را با متانت تحت عقل خود در مي آورم من به شدت بر خودم مسلطم. آنچه كسي بر عليه ديگري ميگويد مرا متقاعد نمي سازد مگر اينكه با مقررات و آيين نيك وفق دهد. داريوش بزرگ در كتيبه اي ديگر در تخت جمشيد ميگويد :خداوندا كشور مرا از دروغ‚ دشمني و قحطي محفوظ بدار. باز هم در كتيبه بيستون يكي از معروفترين جملات داريوش بزرگ: اهورامزدا از آن جهت مرا ياري كرد كه دروغگو نبودم‚ دست دراز نبودم‚ بي وفا نبودم‚ من و دودمانم موافق حق و عدالت رفتار ميكرديم.
البته از اين نوشته ها پي خواهيم برد كه گذشته گان ما در آن زمان كه اعراب وحشي دختران بي گناه خود را زنده به گور ميكردند به فكر چه چيزهايي بودند. لازم به ذكر است كه كورش و داريوش بزرگ را ايرانيان تربيت كردند و نام بردن از اين دو فرد بزرگ بهانه اي است كه به ايرانيان انديشمند فكر كنيم كه اين افراد را در دامن خود تربيت كرده اند.

گفتار بيست و ششم(يكتاپرستي هخامنشيان)
=============================
از يافته هاي باستان شناسي دوره اول سيلك كاشان دسته كاردي تراشيده شده‚ از استخوان پيدا شده است كه انساني ايستاده دستها را بر روي هم نهاده و در حال نيايش ميباشد.اين مجسمه يكي از قديمي ترين پيكره انسان در جهان باستان ميباشد. نمونه كهن ديگر از نيايش انسان ايراني نقش برجسته مردي است كه پوشاك پارسي دربر دارد و در مقابل آتشدان ايستاده و دو دست را به حالت نيايش بلند كرده است. اينك به هنگام نيايش‚ اي اهورامزدا دستهايم را به سوي تو بلند ميكنم و درخواست ميكنم‚ تا جهان نيك آفريده شده در كام خوشي و شادماني غرقه باشد. يسناي اوستا. باستان شناسان آن را مربوط به پانصد سال پيش از امپراتوري هخامنشي ميدانند‚ يعني 3000 و اندي. اين نقش در بالاي دخمه سنگي ده نو سكاوند در ناحيه نساي كرمانشاهان است.
در فرش دوران هخامنشي پيدا شده در يخهاي پازيريك‚ كه اكنون آرميتاژ نگهداري ميشود نقش بانوان عهد هخامنشي نمايان است كه همچون زنان روستايي تمام بدن را پوشانده و دست راست خود را به حال نيايشپيرامون آتشدان بلند كرده اند. در سنگ نگارهاي بالاي مقبره هخامنشيان در نقش رستم مردي موقر با لباس پارسي در مقابل آتشدان ‚ با كماني در دست چپ ايستاده و دست راست خود را با احترام براي نيايش اهورامزدا بلند كرده است. پرستش و نيايش در برابر آتش و برپاداشتن آتشكده يك رسم كهن آريايي است كه در ميان همه مذاهب ايرانيان باستان مشترك بوده.
ايرانيان اعتقاد داشتند كه اهورامزدا آفريننده روشنايي هاست و جوهر اصلي اهورامزدا روشني است كه بخشي از و جود خويش را در تمام آفريدگان به وديعه نهاده است. اهورا مزدا بالاترين نام در نزد هخامنشيان است‚ او آفريننده جهان نيكي و پاكي و راستي و ...است و شر و بدي از ذات او به دور است.
اورمزدا از دو جز اور+مزدا تشكيل شده است. كه جز اول آن در اوستا اهورا از ريشه {{اه}}به معني(بودن) و هست كننده‚ هستي بخش و جز دوم مركب از *م* از ريشه {{من}} به معناي (انديشيدن) و *دا* به معناي(دادن)(آفريدن)كه در مجموع به معني *دهنده منش* يا خرد است.
برگردان اين نام در شاهنامه فردوسي (خداوند جان و خرد) و در گلشن راز شبستري(آن كه جان را فكرت آموخت) ميباشد. اورمزدا در اوستا (اهورامزدا) و در واژه ادبيات پارسي (هرمز) آمده است. اورمزدا‚ خداي يكتا‚ بالاترين نامي است كه هخامنشيان هركاري را با نام و كمك او شروع و همه كارها را با نام او به پايان ميرسانند‚ همچنان كه امروز ما نيز هر كاري را به نام او شروع ميكنيم.
با بررسي سنگ نبشته هاي هخامنشيان مشاهده ميشود كه در آغاز هر كتيبه براي تمكين و تبرك نام اهورامزدا را مي آورند و از وي طلب ياري و آمرزش ميكنند. آنها قدرت خود را از او ميدانند و نعمت بي حد او را گوشزد مينمايند.
در گفتار بعدي به سه كتيبه ترجمه شده اشاره خواهم كرد

زماني كه در كشورهاي آن روزگار چون مصر‚ بابل‚ آشور‚ يونان‚ هند و عربستان از خدايان متعدد خود بت ميساختند‚ ايرانيان به خداي يكتا اعتقاد داشتند و هرگز از خداي خود بت نساختند.
پارسيها معتقد بودند كه تمام جهان از يك خالق به وجود آمده و تمام جهان در اصل هستي مشترك هستند. اين ايمان به يگانگي جهان هستي در هيچ قومي پيش از هخامنشيان ديده نشده.
در آن زمان دين يهود فقط براي قوم يهود بود و آنها اقوام ديگر را شديدا از خود جدا ميكردند.)يه مثل كوچولو: ميمون از همه زشت تر××× بازيش از همه بيشتر(
در آشور‚ خدايان متعدد بودند و خدايان گويي كمك كننده و خواهان جنگ و خونريزي بودند.
در يونان‚ خدايان موجوداتي بودند شبيه انسان و از لحاظ اخلاقي بر انسان هيچ برتري نداشتند اما در ظاهر نشان از زيبايي و قدرت بدني داشتند. رابطه انسان با خدايانشان معنوي نبوده و جنبه بيروني و مكانيكي داشته است. از مجسمه هاي بدون پوشش مرد و زن الهه يونان مانند ونوس و آپولو فقط زيبايي جسمي را ميتوان ديد. ويل دورانت در كتاب)) مشرق زمين‚ گهواره تمدن(( مينويسد: )فنقي ها فرزندانشان را براي خشنودي خدايانشان ميسوزاندند.(
خشايار شاه در هنگان لشكركشي به يونان به سپاهيان خود دستور داد كه به گنجينه گاه پرستشگاه)دلف( نزديك نشوند اما در شهر آتن دستور داد كه پيكره هاي خدايان را بشكنند زيرا او معتقد بود كه خدا را نميتوان به صورت جسم درآورد.
))آ‘پيان(( مورخ پيش از ميلاد مينويسد:
*داريوش به مردمان كارتاژ نوشت كه انسان را براي خدايان قرباني نكنند.* ميدانيم كه ايرانيان براي آرامش و رضاي اهورامزدا قرباني نميكردند. * پارسيها شادي را آفريده اهورامزدا و اندوه و سوگ را آفريده اهريمن ميدانستند. آنها خود را موظف ميدانستند تا جنگ و بيماري‚ را كه سپاه اهريمن هستند براندازند تا خود و ديگران به رفاه برسند. تا زمينهايشان آباد و همسايگانشان خوشبخت باشند تا سپاه اهورامزدا پيروز شود. (واي بر ما كه اكنون اندوه و غم و اشك و ماتم را نشانه خدا ميدانيم : مدير سايت)
اين افكار را در شروع سنگ نبشته هاي تخت جمشيد‚ كانال مصر‚ كاخ وان تركيه‚ نقش رستم و .... ميتوان ديد.
 

گفتار بيست و هفتم(چند نمونه كتيبه از هخامنشيان)
=================================
چنين گويد آريامن:
اهورا مزدا اين كشور پارس را به من عطا كرده است. كهمن نگهدارش باشم. به لطف اهورا مزدا من پادشاه اين كشور هستم اهورامزدا به من ياري دهد.
چنين گويد آرشامه:
اهورامزدا خداي بزرگ مرا پادشاه كرده است به لطف اهورا مزدا من نگهدار اين سرزمين هستم. اهورامزدا به من ياري ميدهد و از من حمايت ميكند از قصر من‚ از سرزمين من نگهداري ميكند.
چنين گويد داريوش بزرگ:
از زمانهاي بسيار كهن در خانواده من نياكان ما پادشاه بودند من نهمين ايشان هستم. من به لطف اهورامزدا پادشاه هستم. اهورامزدا است كه اين سرزمين را به من بخشيده.
داريوش شاه گويد:
براي كسي كه اهورامزدا را ميپرستد قدرت است‚ شادماني است. اهورامزدا بزرگ است وي بزرگترين خدايان است او داريوش شاه را آفريد. او جهان را آفريد. آسمان پر از شگفتيها را آفريد. بشر را آفريد و براي او خوشي آفريد و داريوش را پادشاه كرد.
برگرفته شده از: تخت جمشيد از نگاهي ديگر نگارش مهندس حبيب الله پور عبدالله.

گفتار بيست و هشتم(سنگ نبشته خشايارشاه بر روي ديوار كاخ وان در تركيه)
===============================================

خداي بزرگي است اهورامزدا كه اين زمين را آفريد كه آسمان را آفريد كه مردم را آفريد كه شادي براي مردم آفريد.
كه خشايارشاه را شاه كرد‚ يگانه شاه از بسيار‚ يگانه فرمانروا از بسيار.
من خشايارشاه هستم شاه بزرگ‚شاه كشورهاي داراي ملل بسيار‚ شاه در اين زمين بزرگ پسر داريوش شاه هخامنشي.
خشايارشاه گويد: داريوش شاه كه پدر من بود‚ به خواست اهورامزدا بسيار ساختمانهاي زيبا را بنا كرد و او دستور كندن اين نوشته را داد‚ پس از آن من دستور نوشتن اين كتيبه را دادم.
اهورا مزدا با خدايان مرا و شهرياري مرا و آنچه را كه به وسيله من كرده شد بپايد

گفتار بيست و نهم(فرمان آزادي كورش‚نخستين بنيانگزار حقوق بشر )
==========================================
من كوروش هستم شاه جهان‚ شاه دادگستر‚ شاه بزرگ‚ شاه بابل‚ شاه سومر و آكاد‚ شاه چهار گوشه جهان‚ پسر/ك/ام بو/زي/يه/پسر كوروش شاه بزرگ‚ شاه انشان از دودماني كه همواره از پادشاهي بوده كه فرمانرواييش را بل(خداي زمين و مردوك پسر خداي آسمان و نبورا پسر او ميدانستند) و نبو دوست ميدارند...(در اين قسمت نوشته تخريب شده)
خدايان بزرگ سرزمينهاي جهان را به من سپرده اند...من به كشورها آرامش و آزادي بخشيدم....
سپاهيان بيشمار من با صلح به بابل در آمدند من به هيچ كس اجازه ندادم كه سرزمين سومر واكد را دچار هراس كنند... من نيازمنديهاي بابل و همه پرستشگاه هاي آن را در نظر گرفتم و در بهبود وضعشان كوشيدم. من يوغ ناپسند بردگي مردم بابل...رابرداشتم و من كمك آوردم و خانه هاي ويران آنان را آباد كردم من به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم.
مردوك خداي بزرگ از كردارم خشنود شد و به من كه او را ستايش كردم و به كمبوجيه و فرزندم و به تمام سپاه من بركت ارزاني داشت و از صميم قلب مقام او را بسي ستودم.
تمام شاهاني كه در بارگاه هاي خود بر تخت نشسته اند در سراسر چهار گوشه جهان از درياي بالا تا درياي پايين كساني كه در... مسكن داشتند مرا خراج گران آوردند و در بابل بر پايم افتادند از.... تا شهرهاي آشور وشوش و آكاده و اشنونا و شهرهاي(زمبان ) و دجله را كه مدتي دراز پرستشگاه هايشان دستخوش ويراني بود تعمير نمودم و پيكره خداياني را كه جايگان آنها در ميان آنان نبود به جاي خودشان بازگرداندم و در منزلگاهي پايدار جاي دادم.
من همه ساكنان آنها را گرد آوردم و خانه هايشان را به آنان باز پس دادم خدايان سومر واكد كه (نبوئيد) آنها را به بابل آورده و خداي بزرگ به صلح و صفا به جايگاه پسنديده خودشان بازگرداندم. باشد كه تمام خداياني كه من در پرستشگاه هايشان جاي داده ام روزانه مرا در پيشگاه (بعل) و (نبو) دعا كنند.
باشد كه زندگاني من دراز گردد باشد كه به مردوك خداي بزرگ بگويند كوروش پادشاه كه تو را گرامي ميدارد و فرزندش كمبوجيه .... باشد...
مقايسه منشور آزادي كوروش با كتيبه و نوشته هاي آن زمان نشان از برتري تمدن ايراني نصبت به ديگر تمدنهاست. حال توجه كنيد به :

كتيبه بخت النصر در سال 550 قبل از ميلاد: ( به فرمان من هزاران چشم در آوردند و هزاران قلم پا شكستند با دست خود چشم فرمانده دشمن را در آوردم پسر و دختر را در آتش سوزاندم خانه ها را چنان ويران كردم كه ديگر بانگ زندگي از آن بر نميخيزد.)

از كتيبه سناخريب در سال 689 قبل از ميلاد: وقتي بابل را گشودم و آتش زدم نهر فرات روي خرابه ها باز كردم تا حتي آثار اين ويرانه را نيز آب ببرد.

گفتار سيم(كتيبه هاي هخامنشي و تخت جمشيد)
==============================
سنگ نبشنه هاي( داريوش در كتيبه بيستون مينويسد: اين نوشته را كه نوشتم با زبان آريايي روي لوحه هاي گلي و پوست آهو نيز نوشته و در حضور من خوانده شد سپس اين نبشته ها را همه جا فرستادم.) تخت جمشيد با سبك خاص خود سفت و سخت اما با فروتني و احترام به ديگران نوشته شده است و آن در حالي است كه پادشاهان آن روزگار چون بابل‚آشور و ... با انشا و زباني پيچيده و گنگ نبشته هاي خود را ثبت ميكردند‚ به طوري كه فقط تعداد معدودي ميتوانستند بخوانند اما نوشته هاي تخت جمشيد ساده‚ عالمانه و بدون هيچ گونه گزافه گويي همراه با منشي بزرگوارانه است.
در نوشته هاي هخامنشي بدون اينكه از بيگانه نفرت داشته باشند نشانه هايي از علاقه شديد و حس ميهن پرستي را ميتوان ديدي.
آغاز و پايان هر نوشته با نام خداي بزرگ است كه جهت تبرك نيز تكرار شده است. نوشته ها شعر گونه و داراي وزن و آهنگين ميباشند.
بيشتر نوشته هاي باقيمانده با سه يا چهار زبان آن روزگار نگاشته شده است كه اين نشان احترام به ديگران است. خط پارسي باستان‚ كه صحيح ترين و ساده ترين خط ميخي است‚ باعث شده تا بتوان خط هاي بابلي و آشوري را نيز خواند.
بزرگترين كتيبه تخت جمشيد به درازاي 8 و پهناي 2 متر روي ديوار جنوبي نزديك راه پلكان ورودي و به سه زبان پارسي‚ ايلامي و بابلي ميباشد. كتيبه در جايي است كه همه مردم‚ بدون وارد شدن به تخت جمشيد‚ ميتوانند آن را ديديه و بخوانند.كتيبه از دوستون ايلامي و يك ستون بابلي تشكيل شده كه با وجود گذشت 26 سده هنوز سالم مانده است.

ترجمه بخش ديگري از كتيبه بزرگ ديوار تخت جمشيد

من داريوش‚ شاه بزرگ‚ شاه كشورهاي بسيار پسر ويشتاسب(توضيح در پايين1) هخامنشي.
داريوش شاه گويد: چنانكه بر بالاي اين مكان اين برگ(توضيح در پايين2) را ساختم در پيش در اينجا برگ ساخته نشده بود. به كمك اهورامزدا اين برگ را ساختم.
اهورامزدا با همه خدايان به اين نظر بودند كه اين برگ ساخته شود پس من آن را ساختم. آن را ايمن‚ زيبا‚ كاخي چنان كه من بود ساختم.
داريوش شاه گويد‚ اهورامزدا با همه خدايان مرا و اين برگ را حفظ كند به علاوه آنچه در اين مكان بر پا گرديد‚به آنچه دشمن انديشه انجام آن را دارد شفقت نكند.
در پارسي باستان از واژه اسب و تركيب اين كلمه نامهاي فراواني ساخته شده است از جمله گرشاسب(دارنده اسب) لهراسب(تند اسب) ارجاسب(داراي اسب با ارج) تهماسب(داراي اسب فربه).
برگ شكل كهنه برج است كه در زبان هاي اروپايي رفته و بورگ شده‚ مانند: هامبورگ‚ گوته بورگ‚ ماگه بورگ.
ترجمه بخشي ديگر از كتيبه
اهورامزدا او بزرگترين خدايان است.
او داريوش را شاه كرد. او شاهي را به او داده است. به خواست اهورامزدا داريوش شاه است.
داريوش شاه گويد: به خواست اهورامزدا اين است كشورهايي (دهوي پارس) كه من با مردم پارس از آن خود كردم:
خوزستان ماد بابل عربستان آشور مصر ارمنستان كپه و كيه سارد يوناني ها اسكارتايه پرتو زرنگ بلخ هرات سغد خوارزم ث ت گوش رخج هند گندار سكاييها مكيا.

ترجمه بخشي از كتيبه بزرگ ديوار جنوبي تخت جمشيد
اهورامذدا‚ او بزرگترين خدايان است.
او داريوش را شاه كرد.
شاهي را به او داده است.
به خواست اهورامزدا داريوش شاه است.
داريوش شاه گويد اين است كشور پارس( يا رب ز باد فتنه نگه دار خاك پارس - چندان كه خاك را بود و باد را بقا×× سعدي ) كه اهورا مزدا به من داد.
زيبا است داراري اسبان خوب مردان خوب.
به خواست اهورامزدا اين كشور از ديگري نمي هراسد.
داريوش شاه گويد: اهورامزدا با خدايان‚ خاندان مرا ياري ميكنند و اين كشور را از دشمن‚ خشكسالي‚ از دروغ نگاه دارد به اين كشور نيايد نه دشمن نه خشكسالي نه دروغ.
اين بركت را من از اهورامزدا و خدايان درخواست ميكنم اين را ببخشد اهورامزدا و خدايان.

با درود به شما دوستان گرامي
بايد بگم كه من در اين سي گفتگو بيشينه تلاش خود را كردم تا شما به گونه فراگير با اين يادگار پيشينيانمان آشنا شويد. اميدوارم كه اينگونه باشد.
ازچند روز ديگه نيز به سنگ نبشته هاي هخامنشيان خواهم پرداخت.

/ 3 نظر / 15 بازدید
marmar

واااااااااااااااااااااااای چه با حال! ببينم شما چجوری اين همه متن رو تایپ ميکنی و اين همه عکسای خوشگل خوشگل متناسب با متن پيدا ميکنی؟!! ایـــــــــــــول!

جوجه كلاغ

سلام خيلی مطالبت باحاله به اين عموت هم بگو اينقدر دوستای منو تو قفس نگه نداره وگرنه لشکر خشايار شاه رو می فرستم در مغازش همه جوجو ها رو ازش بخرن.!!!!!!!!!!

جوجه كلاغ

وبلاگی وبلاگ. آپديت شدم دوست داشتی بيا چند تا آموزشم تو وبلاگم گذاشتم. راستی من چشمم به مونيتور حساسه با اينکه دوست دارم مطالبت رو کامل بخونم نمی تونم يکجا اينکارو بکنم بعدشم مطالبت رو اصلا نميشه کپی کرد لطفا بگو چيکار کنم.