سلام اومدم یه مطلب بنویسم و برم امیدوارم خوشتون بیاد:

 <<مشدی>>

بابا مشدی،گلی بالای جمالت نظری به رخ ما کن

پوسیدیم،پلاسیدیم،ازریشه خشک شد نصبم،اصلیتم

هر چی داشتم همه رفت

با فقیربیچاره ها یه حالی کن

از من زبون سیاه،سوالی کن

مگه اون بابامو یادت نمیاد؟!!

همونی که اسمشو گذاشتی آدم،

بعدشم یه مشتی گندم دادی دستش

بهشم گفتی نخور!ولی اون خورد...

همینو بهونه کردی با یه اُردَنگی فرستادیش پائین،گفتی برو زندگی کن،

جون بَچَت که نداری آخه این زندگیه؟

جون مادرت که اصلا نبوده،

مرگ من زندگیه،

یا که درده یا که زجره

جون بابات که نداشتی و نداری

سر کاریم؟!

یا که حکمتی تو کاره

شاه رجب مارم نگاکن

با ما درویش صفتا کمی صفا کن

یکی رو اونقده دادی،که بخیله

یکی رو هیچی ندادی،که ذلیله

بعضیهارم خوب شناختی،

بهشون شاخ ندادی،

که اگه داده بودی واویلا!

 

/ 0 نظر / 10 بازدید